♟️لیموی بی آب

✒️ غلامرضا طالبی

⁉️⁉️⁉️
می گویند هنگامی که سیدضیا الدین طباطبایی پس از کودتای اسفند ۱۲۹۹ عده ای از رجال ایران را دستگیر کرد،یکی از کسانی که در آن موقع با انگلیسی‌ها در تهران راه داشت، برای استخلاص یکی دو نفر از رفقای خود به ملاقات وزیر مختار انگلیس می رود، هنگامی که چای با لیموترش برای میزبان و مهمان می آورند، مهمان موضوع توقیف رجال ایران را مطرح می کند و می گوید نصرت الدوله و فلان فرد که فعلا در توقیف هستند، اینها از دوستان انگلستان هستند و مدتها به سیاست کشور شما در ایران خدمت کرده اند و با چنین سوابقی نباید دستگیر شوند.
وزیر مختار در حالیکه استکان چای خود را برای نوشیدن برداشته بوده، لیموترش را با دست دیگرش در درون فنجان می چکاند و می گوید نسبت ما با اشخاص مثل همین لیمو می باشد. مادام که برای ما قابل استفاده باشند،آنها را در دست خود نگه می داریم و وقتی مصرف شان تمام شد، مثل همین لیموی بی آب آنها را به کناری پرت می کنیم و با گفتن این حرف، پوست لیمو را بدرون ظرف آشغال می اندازد.