حمام فتحعلیشاه
♟️حمام فتحعلیشاه
✍غلامرضا طالبی
📔📔📔
چند روز با دوستانی در یک گروه، در مورد شروع جنگ ترکمانچای و اینکه در این میان مسئولیت شروع آن جنگ با فتحعلیشاه بوده، یا عباس میرزا یا سید محمد مجاهد و یا اینکه اصلا روسها بوده اند که همسایه ی ناراحتی بوده و آن جنگ را بر ما تحمیل کردند و اراضی زیادی را از ایران جدا کردند و ایران آن روزگار، اگر بجای گام برداشتن در مسیر جنگ و به کشتن دادن بهترین جوانانش و صرف هزینه های زیاد، به مسیر درک انقلاب صنعتی که در آن زمان در اروپا پا می گرفت می رفت ، اکنون ایران یک کشور خیلی بزرگتر، با اقتصادی به نهایت بهتر و دارای تاثیرگذاری چندین برابر در دنیا می بود. مثل همه بحث ها،گاها بعضی دوستان از نثار بعضی کلمات آزاردهنده به همدیگر استفاده کردند تا از جایگاه مورد تعریف خود از عباس میرزا ، قائم مقام، فتحعلیشاه و مجموعا قرائت مورد علاقه خود حمایت کنند. حال بد نیست که یک گریزی به اتفاق آن دوستان به حمام فتحعلیشاه بزنیم تا درک کنیم آنها چطور زندگی می کرده اند و ما چطور بعد از بیش از ۲۰۰ سال پس از آنها، وقتی می خواهیم در مورد تصمیمات ایران خراب کن آنها، حرف بزنیم، چقدر دور از دنیای آنها، با هم کم مدارا هستیم.
بنجامین اولین سفیر آمریکا در زمان ناصرالدین شاه وقتی کاخ نگارستان را بازدید کرده، حمام آن کاخ را هم دیده است. کمی در مورد آن حمام بشنویم و قبل از آن به یاد بیاوریم که عباس میرزا ۴۸ فرزند و پدرش فتحعلیشاه حداقل ۳۰۰ و شاید تا ۵۰۰ فرزند داشته است. البته عباس میرزا در ۴۴ سالگی و زودتر از پدرش فوت کرد و شاید اگر عمر بیشتری می کرد، حداقل به نصف رکورد پدرش می رسید.
چون حمام ربطی به زن و فرزند دارد، این مقدمه را برای حمام فتحعلیشاه در کاخ نگارستان آوردم، تا هیجان دیدن آن حمام را افزون کنم.
بنجامین در مورد حمام کاخ نگارستان فتحعلیشاه می نویسد:
" قبل از آنکه ساختمان اندرون را ترک کنیم، به تماشای حمامی می رویم که زنان حرمسرای فتحعلیشاه در آن ضمن استحمام به تفریح و بازی می پرداختند.از یک راهروی شیب دار به طرف پایین و زیرزمین رفته و وارد یک تالار و هال زیرزمینی می شویم. این تالار و هال از سنگهای مرمر صیقلی ساخته شده و دارای،ستونهای متعددی است و وسط آن حوضی دایره ای شکل از مرمر قرار دارد. روبروی درِ ورودی این حوضخانه سطح شیب داری دیده می شود، این سطح شیب دار در حقیقت سرسره ای است که برای اطفا غرایز شهوانی شاهنشاه ساخته شده بوده است، بدین معنی که زنان حرمسرا با بدن برهنه از طبقات همکف اندرون به بالای این سرسره می رفتند و از آنجا به حالت نشسته، قهقهه زنان به طرف پایین سر می خورده اند و در آغوش همسر تاجدار خود که در زیر سرسره انتظار آنها را می کشید ، جای می گرفته اند.
اینک در اینجا سکوت کامل برقرار است و از قهقهه زنان حرمسرا و از نغمه ها و آوازهایی که از لبان یاقوت فام آنها بیرون می آمد، صدایی دیگر به گوش نمی رسد. آنها همه رفته اند و این صحنه خوشگذرانی و عیاشی را خالی گذارده اند."
و جالب است اضافه کنم که نوه فتحعلیشاه، یعنی همان ناصرالدین شاهی که بنجامین به عنوان سفیر آمریکا به حضورش می رسیده، در سفر به فرانسه، یک سرسره ی بزرگ آهنی، دستاورد انقلاب صنعتی غرب برای دربار خود، می خرد و آن را به اندرونی کاخ خود می برد و او هم بساطی را دایر می کند که قبلا پدربزرگش، مبدع آن بود.آنها یا جنگ کردند و سرزمین از دست دادند تا دولت دشمن که فاتح شده بود، تضمین ادامه ی حکومت شان را تعهد کند و یا زنبارگی کردند و قادر به درک حتی دلایل شکست های خود هم نمی شدند یا خیلی دیر می فهمیدند و ابزار اصلاح آن را نمی شناختند.
انقلاب صنعتی در ابتدایی ترین گام خود بود و آنها می توانستند ،از آن قافله دور نمانند، اما نه تنها دور ماندند، بلکه تلاش وافری هم می کردند تا آن افتراق و درماندگی را ارزشمند جلوه دهند و بر حفظ وضع موجود مصر بودند.
همین بنجامین وقتی از بندرانزلی به رشت، قزوین، و تهران می رود، ری و جاهای دیگر را می بیند، تعجب می کند که استادکاران حرفه های محلی، حتی یکپرگار برای رسم دایره نداشته اند و وقتی می خواسته اند یکچوب را ببرند. یک سر چوب را با یک دست و سر دیگر آن را با پا، مهار می کرده اند و او وقتی آثار باستانی دوران اشکانی و ساسانیان را به یاد می آورد، می گوید آنها مطمئنا ابزار بهتری داشته اند، اگر چه هنرمندان کنونی هم باهوش هستند، اما ابزار ندارند.
خیلی سخت نبوده است که کارگزاران آن زمان کشور ،یک سوال ساده از افرادی مثل همین بنجامین بپرسند که برای اصلاح وضع بد موجود،چه باید کرد؟
اما آنها به جنگ، چشم درآوردن ، زنبارگی ،ساخت حمام های آنچنانی، افزایش تنوع در حرمسرا و سفرهای پرخرج می اندیشیده اند.