سرزمین درخت چنار
♟️سرزمین چنار
✒️غلامرضا طالبی
📕📕📕
درختی بدید از برابر چنار
بر او برگذشته بسی روزگار.
(فردوسی)
چنار درختی است که آب می خواهد و آب فراوان هم می خواهد و ایران در تاریخ به "سرزمین درخت چنار" معروف است. بنجامین ،سفیر آمریکا در زمان ناصرالدین شاه یک سفری به همراه کارکنان سفارت آمریکا به کوهپایه های دماوند داشته و در رفت و برگشت در افجه و گلندوگ چادر زده اند و زیر یک درخت بسیار بزرگ چنار در گلندوک، چادرهای همه ی آنها که شامل اعضای سفارت، خانواده ی آنها و نوکران شان بوده ، جا شده است.فقط چادرهای اختصاصی خود بنجامین، چهار چادر بوده است. او می نویسد که آن چنار به گفته ی اهالی، حداقل هزار سال عمر داشته است.
و هشتصد سال قبل از او مارکوپولو هم که از ایران می گذشته، از ایران به نام "سرزمین درخت چنار" نام می برد و می نویسد:
"چنارهای ایران و مخصوصا چنارهای خطه ی خراسان از نظر عظمت و زیبایی و طراوت در دنیا بی نظیر است. مسیحیان، زرتشتیان و مسلمانان هر یک اهمیت خاصی برای درخت چنار قائل هستند و این درخت را گرامی می دارند.
مسیحیان چنار را مقدس می دانند و در روایات مذهبی آنان، از چنار بعنوان درخت مقدس نام برده شده است.
زرتشتی ها، چنار را یکی از درختان بهشت می دانند و مسلمانان ، درخت چنار را " درخت فضل" می نامند.
در تواریخ قدیم از چنار کهنسال و بزرگی در شهر دامغان ذکر شده است که جنگ میان اسکندر و دارا در نزدیکی آن روی داده بوده است.و در افسانه ها آمده که این درخت چنار دو قسمت مذکر و مونث داشته است.قسمت مذکر آن، روزها حرف می زده و قسمت مونث آن، شبها سخن می گفته است و اسکندر با شاخه های این درخت مصاحبه کرد و اطلاعاتی درباره سرنوشت جنگهای خود بدست آورده است.
هرودوت نیز از درخت چنار کهنسال دیگری در آسیای صغیر نام می برد که مورد علاقه ی خشایارشا بوده و در لشکرکشی خود به یونان و هنگام عبور از کنار این درخت مقداری جواهر و طلا آلات را به پای این درخت ریخته و آن را با طلا و جواهر تزئین کرده بوده است.
در هر صورت، شکل و هیکل درخت چنار در دوران گذشته ، نفوذ و تاثیر زیادی در روحیه ی مردمان مشرق زمین داشته است. عظمت و بزرگی این درخت و فرم و شکل شاخه های آن که منطقه وسیعی را زیر سایه ی خود می گیرد و همچنین عمر طولانی و متجاوز از هزارساله ی آن، همه عواملی است که چنار را بعد از درخت سرو ، مهمترین درخت در نظر ایرانیها جلوه دهد.زندکی مردم دهات و شهرهای ایران، همه با درخت چنار آمیخته است.آبادی از نظر ایرانیها ، جایی است که چند درخت چنار در آنجا وجود داشته باشد."
شاید درخت چنار تمثیل خود ایران باشد.انوری و ناصر خسرو دو شعر هم تعداد در بیت ها و بسیار شبیه هم نوشته اند که این تمثیل را خیلی زنده می کند.
شعر انوری این است:
نشنیده ای که زیرِ چناری، کدو بنی
برجست و بردوید برو بَر، به روز بیست
پرسید از چنار که تو چند روزه ای؟
گفتا چنار ،عمر من افزون تر از دویست
گفتا به بیست روز من از تو فزون شدم
این کاهلی بگوی که آخر ز چیست؟
گفتا چنار ، نیست مرا با تو هیچ جنگ
کاکنون نه روزِ جنگ و نه هنگامِ داوریست
فردا که بر من و تو وَزد بادِ مهرگان
آنگه شود پدید که نامرد و مرد کیست
و ناصر خسرو هم با همین نگاه، شعری دارد که برای کوتاه کردن سخن، فقط بیت اول آن را می آورم:
نشنیده ای که زیرِ چناری کدو بنی
بَررُست و بردمید برو بر ،به روزِ بیست