جان انسانها
♟️ جان آدمی
🌾
عزیزم،
دوست خوبم،
ای انسان،
در بهار درخت را دیده ای؟
گلهایش را می گویم،
چه زیبایی دل انگیزی دارند.
سیبی یا هلویی خواهند شد،
آلو یا زردآلویی.
آنها آرام آرام
و با تأنی و صبر،
سرما را و گرما را،
باد را و باران را
به امید سیبی یا زردآلویی شدن،
تحمل خواهند کرد.
و روزی که داس تگرگ آن را بر زمین می افکند،
من گریه درخت را،
و گریه کشاورز را
با هم دیده ام.
ای انسان!
دستهای ما،
پرستار به میوه نشستن درخت بود،
سیبی را در دست می گیرم،
بویش می کنم.
از خود می پرسم
دستی که
پرستار جان آدم هاست
چگونه دستی است؟
بر خود می لرزم از نگاه انسانها به انسانها.
+ نوشته شده در سه شنبه نهم آبان ۱۴۰۲ ساعت 21:5 توسط غلامرضا طالبی
|