من و لیانا
♟️من و لیانا
دوشنبه ۱۵ آبان ۱۴۰۲
امروز در مدرسه،لیانا ورزش داشته. اندکی هم سرماخورده است.
بمناسبت روز دانش اموز، بچه ها کاردستی درست کرده بودند. لیانا هم با مادرش یک کارهایی درست کرده بود و به مدرسه برده بود. از کارهای بچه ها، یکی که بالون بود را دوست داشت و اصرار کرد که مثل همان بالون را با هم بسازیم. در نتیجه رفتیم و وسایل ساخت بالون را تهیه کردیم و در خانه برایش یک بالون ساختیم. خیلی خوشحال شد.
روی پایه های آن هم تعداد زیادی قلب چسبانیدیم.
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان ۱۴۰۲ ساعت 0:33 توسط غلامرضا طالبی
|