یک طنز
♟یک طنز و اندکی هم بیشتر
🌈🌈🌈
در روزگاری یک کلبعلی که معمولا ما بیرجندیها به کربلایی علی ، کلبعلی می گوییم و در کرمان هم همینطور است، و کلبعلی ،لر هم بوده، مامور نظم جلسات وعظ آقا حاج محمد کریم خان در مسجدی در کرمان بوده است.معمولا در مجالس وعظ این خانم ها هستند که بیشتر حرف می زنند و به صحبتهای واعظ گوش نمی کنند، لذا کار کلبعلی بیشتر ساکت کردن خانم ها بوده است تا آقایان.
یک روز که خانم ها خیلی سرو صدایشان بیشتر از واعظ بوده، حاج محمد کریم می گوید:
کلبعلی! زن ها را ساکت کن.
کلبعلی هم با صدای بلند به خانم ها می گوید، مگر سنگ پای خود را در حمام گم کرده اید که اینقدر سروصدا می کنید؟
و چون زن ها ساکت نشده اند، داد زده که ؛ همین منبر با سرکار آقا به هر چه بدتر زنی که بعد از این شلوغ کند.
سرکار آقا حاج محمد کریم که این تهدید را شنیده، خطاب به جمعیت می گوید، حالا باید یک کسی را پیدا کنیم که این کلبعلی را ساکت کند.