تیمورتاش
♟️تیمورتاش ، رضا شاه و انگلیسی ها
🌾🌾🌾
مخبرالدوله هدایت در زمانی که رئیس الورزای رضا شاه بود، تیمورتاش وزیر خارجه اش بوده است. هدایت در جایی می نویسد(خاطرات مخبرالدوله هدایت) که:
" شاه به تیمورتاش خوب نگاه نمی کرد. تیمورتاش روزی در افسردگی ؛در هیأت دولت این ابیات را برخواند و از فردوسی دانست(این شعر از ملازمانی یزدی است و گویا در هر عصری برای اینکه جمله ای یا عبارت و شعری بهتر جلوه کند به نام یک آدم معروف تری آن را منتسب می کنند. الان هم در فضای مجازی همین رفتار هست)
شعری که تیمورتاش خوانده این است:
یکی ابلهی شب چراغی بجست
که بی او نشد عقد پروین درست
خری داشت آن ابله کور دل
به جان خودش جان خر متصل
چنان شب چراغی که ناید به دست
به خواری بر آن گردن خر ببست.
من آن شب چراغ شهنشاهی ام
که روشن کن ماه تا ماهی ام
مرا لیکن این بخت ابله شعار
چنان بسته بر گردن روزگار
اینکه چندی بعد تیمورتاش سر از زندان و بعد در آنجا به دیار باقی می فرستندش، آیا ناشی از همین نگاه تیمورتاش به رضاشاه دارد و یا اینکه دو سه امر دیگر هم به این سرازیری کمک کرده است را نمی دانم، اما حداقل به یک مورد بودار که می توانسته به سقوط این بوذرجمهر عصر(لقبی که تقی زاده به تیمورتاش داده) کمک کند، اشاره می کنم:
تیمورتاش در سال ۱۳۰۶ مذاکرات محرمانه ای با شیوخ راس الخیمه و شارجه کرده و رضایت آنها را برای واگذاری جزایر به ایران جلب می کند و سپس با کلاویو نماینده انگلیس در این خصوص مذاکره می کند.
اما با روی کار آمدن حزب کارگر در انگلستان، مذاکرات دوجانبه متوقف می شود و پرچم انگلستان در جزایر سه گانه برافراشته می شود . و یک سال بعد شیوخ راس الخیمه و شارجه و تنب و ابوموسی ، دلیر شدند و یا تحریک، و برای خود در آن جزایر پرچمی برافراشتند.
تیمورتاش در این موقع حساس و در سال ۱۳۱۱، با اعراب مستقیما مذاکره می کند و پیشنهاد وجه المصالحه بحرین را در قبال واگذاری جزایر مطرح می کند.در همان سال ناوجنگی ایران وارد جزایر می شود و شیخ راس الخیمه بیرق خود را برمی دارد.
نکته جالب این ماجرا این است که انگلستان در سال ۱۳۱۲ به ایران شدیدا اعتراض می کند و البته در این ایام تیمورتاش در زندان است و مستر کوک وزیر انگلستان به سفیر انگلستان در تهران می نویسد که" دیگر از جانب تیمورتاش نگرانی نداریم و دیگر لازم نیست که در باب او چیزی بنویسید."
معلوم می شود که پس پرده فروافتادن تیمورتاش، ظاهرا انگلستانی هم در کار بوده است و فقط رقابت شخصی او با رضاشاه مطرح نیست و همان رقابت شخصی هم، می تواند هیمه بر آتش نهادن انگلیسی ها بوده باشد.