همای سعادت
♟️همای سعادت
🌾🌾🌾
دکتر اقبال که با هزینه پدر در فرانسه پزشکی می خواند و در آخرین سمتش که رئیس شرکت ملی نفت ایران است، دو سه تا دکترای افتخاری، از جمله از دانشگاه تهران، دانشگاه پاریس و دانشگاهی بخارست رومانی هم نصیبش می شود. وی متولد کاشمر است، اما از آذربایجان شرقی در سال ۱۳۲۹ سناتور می شود.اولین سمت وی پزشکی در فریمان است و آخرین آن که از ۱۳۴۲ شروع می شود و تا ۱۴۵۶ ادامه دارد، رئیس شرکت ملی نفت است. در بین این دو سمت، او وزیر دربار شده، وزیر پست و تلگراف شده، وزیر فرهنگ شده، وزیر بهداری و وزیر راه هم شده است. زمانی رئیس دانشگاه تهران و رئیس دانشگاه تبریز هم بوده است.نخست وزیر هم شده است.
مسیر موفقیت دکتر اقبال از یک حادثه ، شروع می شود. یک همای سعادت که یک زنبور بوده، بر سرنوشت دکتر اقبال نیش عسلی می زند!
رضا شاه در شهر فریمان از کارخانه قند بازدید می کرده، در آن زمان دکتر اقبال هم در دوره سربازی پزشک فریمان بوده است. زنبوری پشت گردن رضا شاه را نیش می زند و تنها پزشک شهر فریمان، دکتر اقبال است. درمان زنبورگزیدگی پشت گردن رضا شاه سبب می شود که چند روز بعد، او رئیس بهداری مشهد شود.
چند سال بعد یک گزش دیگری اتفاق می افتد. محمدرضا شاه ترور می شود. می گویند کار حزب توده بوده، البته چون تیرانداز فقط لب شاه را زخمی کرده، بعضی هم چیزهای دیگری می گویند.
دکتر اقبال، این بار گزش تپانچه را بر روی لب های شاه، بخیه می زند و از آن پس، همه آن مدارجی را که ذکر شد، طی می کند.
باید بپذیریم که همای سعادت ، حتما آن پرنده اسطوره ای نیست ، ممکن است فقط یک زنبور باشد.