نکته ای از یککتاب
♟️نکته ای از یک کتاب
🌾🌾🌾
می دانیم که سید محمد فرزان که من در مدرسه راهنمایی سیدمحمد فرزان بیرجند درس خوانده ام، در ایامی معلم امیراسدالله علم بوده است ، و چندین نمره نزدیک به صفر در درس عربی به او داده است و بعضی می گویند دلیل هل داده شدن امیراسدالله علم به تحصیل در رشته کشاورزی ، همین نمرات بوده است. البته من در جایی خواندم که امیر شوکت الملک علم وقتی با رضا شاه صحبت می کند و متوجه نظر او می شود که خوب است که برای تربیت افراد، در ایران دانشگاه بسازیم،از اعزام پسرش به خارج منصرف می شود و خود پیشقدم می شود و پسرش را به دانشگاه تهران می فرستد و البته چون دوست نداشته که پسرش وارد سیاست شود، او را به دانشکده کشاورزی کرج می فرستد تا کشاورزی بخواند و املاک پدر را سرپرستی کند.
حال این جملات را هم از کتاب جغرافیای نیمروز بخوانید:(۱۲۸۹ ه.)
"میر علم خان حشمت الملک با طایفه اش، عرب خزاعی می باشد، حال هم اکثر طایفه آنها به زبان عربی گفتگو می کنند.طاهر ذوالیمینین خزاعی جد حشمت الملک است که در تاریخ، احوالات آنها را نوشته اند. مردم قائنات بیشتر گندم گون، آدم سرخ و سفید کمتر است.دیگر آنکه مردمانش بیشتر تریاک کش می باشند . حشمت الملک بسیار سعی نمود که ایشان را از این عمل بازدارد،از عهده بر نیامد"
کتاب جغرافیای نیمروز در دوره ناصرالدین شاه نوشته شده و نگارنده، مشاهدات مستقیم خود را نوشته است.
حال نمی دانم عربی صحبت کردن طایفه خزاعی را باور کنیم یا نمرات نزدیک به صفر امیراسدالله علم در درس عربی را.