تفاوت رفتار، تفاوت واکنش
♟تفاوت رفتار؛ تفاوت واکنش
🌈🌈🌈
همواره در مورد حمله اشرف و محمود افغان به اصفهان ، اینطور صحبت شده که شکست شاه سلطان حسین از روی بی کفایتی او بوده است و یا خرافات در دربار او فراوان بوده است.
شاه اسماعیل دوم، وقتی بجای شاه طهماسب می خواست بر تخت بنشیند، سه ماه در بیرون شهر قزوین صبر کرد، زیرا طالع بینان و منجمان درباری ساعت سعد را در روزی در سه ماه بعد تعیین کرده بودند.
سپاه شاه محمد خدابنده، جانشین پس از شاه اسماعیل دوم، برای حمله به شهر شمالی و یا گنجه، بر اساس ساعت سعد منجمان اقدام می کرد.
آن خرافات در تمام ایام وجود داشته است.
اجازه دهید یک تفاوت را ذکر کنم و از همان نقطه ای ذکر می کنم که شورش علیه صفویه در دوره شاه سلطان حسین اتفاق افتاد.
در دوره شاه طهماسب، شاه دوم صفویه ، شاهقلی بیگ شاملو از طرف او، حاکم هرات بوده است. این شاهقلی بیگ، هفته ای دو روز در صبح خیلی زود، از این کوچه در هرات عبور می کرده است. دو پسر بچه نیمه لخت می بیند که در کنار سگی و توله هایش، در پشت یک مغازه گیپاپزی( گیپا نوعی خوراک است که برنج را با لپه و گوشت، را با تکه های شکمبه گوسفند بر روی هم می چینند و می پزند)، بر روی خاکسترهای بیرون مغازه خوابیده اند و بوی گیپا را استنشاق می کنند.تعجب می کند که چرا قبلا آنها را ندیده و تعجب می کند که چرا دیگران به آنها بی توجهند.
فردا مجددا به آنجا می رود و همان صحنه هست، با این تفاوت که یکی از برادرها، با زغال روی دیوار آن کوچه، نقاشی حمام را می کشیده است. دلاکی که پشت کسی را کیسه می کشد،و تمام مشاغل و جزئیات یک حمام را به دقت و مهارت نقاشی می کند. کسی حنا می بندد،یکی سر دیگری را می تراشد،یکی صابون می زند،؛شاهقلی بیگ در پشت سر آن بچه نیمه لخت می ایستد و به او خدا قوت می گوید. پسر بچه سر برمی گرداند و در سکوت شاهقلی را می نگرد.
شاهقلی بیگ می پرسد، استاد! این نقاشیها ، پولی است یا مجانی است؟
پسر بچه از خجالت هیچ نمی گوید.
دیگر عابرین با دیدن شاهقلی بیک می ایستند و نظاره می کنند.
شاهقلی بیگ از مردم می پرسد، آیا این دو پسر بچه را می شناسید؟
کسی نمی شناسد.
می گویند داروغه دارد می آید، لابد او می شناسد.
داروغه با دو مامور چوب بدست سر می رسد و شاهقلی بیگ از او در مورد این پسربچه ها می پرسد.
یکی از ماموران داروغه می گوید، اینها فرزندان مردی بودند که کوچه پشت برج کوشک در منزلی سکونت داشت. او مرد و چندی بعد هم مادرشان ، که علویه نام داشت فوت کرد. کسی ندارند و از آن خانه به این کوچه،نقل مکان کرده اند و شبها بر خاکستر این گیپاپزی ، خاکسترنشین شده اند.
شاهقلی می گوید ، پس سید هم که هستند.
و آن مامور می گوید، ظاهرا.
و شاهقلی بیگ خود اضافه می کند که حداقل مسلمان زاده اند.
شاهقلی بیک، به داروغه امر می کند که این دو پسر بچه را امروز به نزد من بیاورید.
آنها را به حمام می برند، لباس مناسب می پوشند و به قصر حکومتی می برند.
آنچه ما در نقاشی به نام مکتب هرات می شناسیم ، برخواسته از تلاش همین برادر بزرگتر است که در کوچه ، نقاشی حمام را می کرده است.
میرشریف در دوره بعد از شاه طهماسب و در دوره ای که عباس میرزا( شاه عباس) در هرات حاکم است، هنرش اوج می گیرد و مکتب نقاشی هرات از این هنر زاده می شود.
این رفتار را با رفتار گرگین خان، حاکم هرات در دوره شاه سلطان حسین مقایسه کنید.