کاسب هم کاسب قدیم!
♟کاسب هم کاسب های قدیم
🌈🌈🌈
چند سال پیش یک اتفاقی در یک قصابی افتاده بود که عنوان این مطلب را تداعی می کرد. روزی دختر خانم دانشجویی به قصابی می رود و شاید معادل بیست هزار تومان تقاضای گوشت می کند. آن موقع که این مطلب اتفاق افتاده بود، این بیست هزارتومان، حدود ۲۰۰ گرم گوشت و یا ۲۵۰ گرم می شده است، از بس قیمتها، رونده هستند، قیمت های قبل شوخی به نظر می رسند.
آقای قصاب گویا مقدار بیشتری گوشت توزین می کند. دختر خانم دانشجو فکر می کند قصاب حرفش را درست نشنیده، لذا تقاضای خود را تکرار می کند.
قصاب می گوید اشکال ندارد. دختر خانم دانشجو ، از نیش باز قصاب متوجه منظورش می شود.می گوید من همانقدر که پول داده ام، گوشت می خواهم.
بهرحال آن دانشجو ، از خیر خرید گوشت از آن قصاب می گذرد و به اموردانشجویان دانشگاهش هم ناکاسبی این قصاب را خبر می دهد.
در جلسه ای که این موضوع مطرح شد، دوستی می گفت، کاسب هم کاسب های قدیم که اگر در محل می دیدند که جوانی خطا می کند ، کمک به اصلاح داشتند، اما امان از چنین روزگاری که کاسب ها، چنین رفتاری دارند.
من به شوخی گفتم، سعدی یک شعری دارد که می گوید:
به تمنای گوشت مردن به
که تقاضای زشت قصابان
و گویا ما مردمانی بوده ایم که در طول زمان، هم سعدی از قصاب مان نالیده و هم، اکنون این گلایه برقرار است.