پراکنده نویسی
♟پراکنده نویسی
یکشنبه ۱۲ فروردین
📕اول؛کهن ترین شعر فارسی
عنوان این مطلب برایم جالب بود. کتاب یادداشتها و اندیشه های آقای دکتر حسین زرین کوب را مطالعه می کنم. در ذیل این عنوان در مورد چند شعر که نویسندگانی ذکر کرده اند ایجاد شک شده و او سرود اهل بخارا را قدیمی ترین شعر ایران می داند در سال ۵۶ هجری، معاویه خلیفه اموی، سعید بن عثمان را به امیری خراسان می فرستد. وقتی او آهنگ بخارا می کند گروهی از راهزنان و آدمکشان هم بمنظور غارت و بهر غنیمت گرفتن مردم بخارا در سپاه او قرار می گیرند.اما سعیدبن عثمان با ملکه بخارا؛ خنگ خاتون، آشتی می کند وکار به صلح می انجامد.در این میان، بین سعید و خنگ خاتون دیدارهایی شکل می گیرد و بین آنها سری و سری پدید می آید. مردم بخارا به زبان بخاری سروده هایی گفته اند که آن را قدیمی ترین شعر فارسی می گویند.
سرگذشت سعیدبن عثمان هم جالب است. او وقتی در بخارا صلح می کند، از ترس اینکه خاتون ملکه بخارا راه پیمان شکنی پیش نگیرد ، تعداد سی نفر و به قولی هشتاد نفر از بزرگان زادگان بخارا را با خود به سمرقند می برد.چون سمرقند را فتح کرد و به بخارا بازگشت، خاتون از او، آزادی بندیان را درخواست می کند، اما سعیدبن عثمان می گوید چون از آمو عبور کنم، آزادشان خواهم کرد.در عبور از آمودریا هم بدقولی می کند و می گوید در مرو آزادشان می کنم.در مرو هم آنها را آزاد نکرد و آنها را به مدینه برد. در آنجا نخلستانی داشت و آنها را به کار زراعت گمارد. روزی برای سرکشی به نخلستان رفته بود که آن جوانان بر سرش ریختند و با خنجر او را کشتند.
اما از سرود بخارا که بیشتر تهمت های اهل بخارا به رابطه خاتون و سعید بن عثمان است فقط یک بیت ناقص باقی مانده است.
کور خمیر آمد
خاتون دروغ کنده(؟)
شاید این شعر اولین شعر فارسی نباشد، و شاید هیچوقت اولین شعر مکتوب فارسی را نتوان یافت، بهر جهت تلاشی برای مرور گوشه ای از تاریخ ایران می تواند باشد. این شعر در کتابی که در مصر چاپ شده آمده است.
🌒 دوم؛به شهر پروژه های عمرانی خوش آمدید.
در ورودی شاهرود از سمت مشهد و یا گنبد ، شهرداری یک تابلوی تبلیغاتی نصب کرده است و ورود مسافران به شهر پروژه های عمرانی را خوشامد گفته است.
به گمان من برای مسافرین آنچه ممکن است از درجه اهمیت درجه اولی برخوردار باشد وجود مکان هایی برای استراحت ، استراحت گاه های ارزان، تمیر و زیبا، و در دسترس بودن خدماتی از قبیل نانوایی، دستشویی، و امثال اینهاست.
البته شاید شهرداری شاهرود به بهانه عید نوروز، فرصت را غنیمت شمرده تا به در که همان مسافران نوروزی هستند، بگوید تا دیوار که مردم شاهرود هستند بشنوند که شاهرود ، شهر پروژه های عمرانی است. من از مسافران نوروزی خواهش می کنم این شهردار شاهرود را ندزدید و به شهر خودتان نبرید لطفا!
🦠سوم؛ بوی بهار
امروز به باغ رفتم تا چند نوع سبزی بکارم. معمولا من در کاشت سبزیجات پرانرژی هستم، اما وقتی چند کرت کوچک سبزی، یک کم گوجه فرنگی، فلفل و بادمجان، اندکی لوبیا سبز و اینطور چیزها را در بین ردیف درختان می کارم، در حذف علف های هرز آن تاخیر دارم و از نتیجه کارم راضی نیستم.
امروز که داشتم سبزی می کاشتم از سبزی های سال قبل مقداری بود که چیدم، برگ سیر را که به یاد شهر رشت می کارم، نعناع ، مقداری پیازچه و تره وجعفری، برگ چغندر .
قبل از اینکه راه بیفتم اینها را بداخل ماشین بردم. وقتی آماده شدم که به خانه برگردم یک عطر بهاری بی همتا از این سبزیجات و بخصوص عطر سیر و نعناع در ماشین پیچیده بود که محسور کننده بود.