♟امیرکبیر و شاعران
🌺🌺🌺
گفته می شود که امیرکبیر میانه خیلی خوبی با شاعران نداشته است. یک تصور این است که اولین برخورد او با یک شاعر در زمانی که تازه صدراعظم شده بود، بر این فاصله اثر گذاشته است.
مثلا جابر انصاری نوشته است که "امیر، شعرا را خوش نداشتی و آنها را بار ندادی،فقط به شهاب اصفهانی گفت؛ مصیبت حضرت سیدالشهدا را به نظم آورد."
در زمانی که امیر کبیر تازه اتابک شده بود، همای شیرازی به حضورش می رسد و برای خوشامد، شعری برای او می خواند.
" ای متکی به تکیه میر اتابکی"
و چون مصرع اول را می خواند، امیرکبیر به او می گوید دیگر مخوان!
مصرع دوم این شعر را گویا امیر کبیر می دانسته است.
" غافل مشو ز قصه یحیای برمکی!"
البته اینها شاید افسانه پردازی های بعد از مرگ امیر کبیر هم باشد.
و یا گفته شده است که او جیره و مواجب همه مداحان و شعرا را قطع کرده و وقتی به اسم یغمای جندقی می رسد که هفتاد تومان مواجب می گرفته، چند بار اسم او را قلم می زند و باز تجدید نظر می کند و بالاخره چشم می پوشد و می گوید:
" مثل اینکه زن قحبه فکر این روزها را هم کرده بوده است!"
این طنز زن قحبه به شعری مربوط است که یغمای جندقی سروده بوده است.
"طلب بنمود همچو خود زمن یغمای زن جنده"
و رفتار میرزا تقی خان امیرکبیر با قاآنی شاعر مداح دربار محمدشاه قاجار و ناصرالدین شاه، از همه جالب‌تر است. قاآنی در قصیده ای مدح میرزا تقی خان را می گوید:
" به جای ظالمی شقی، نشسته عادلی تقی
که مؤمنان متقی کنند افتخارها"
امیر کبیر که می دانسته قاآنی در گذشته مدح ظالم شقی یعنی حاجی میرزا آقاسی را بکرات گفته، می گوید این چگونه مدح و ادای بیان است؟
شاید هم دوست نداشته که از میرزا آقاسی بد گفته شود، نمی دانیم؛ و دستور می دهد چوب و فلک بیاورند تا قاآنی را تنبیه کنند و از آن پس به او مستمری هم ندهند.
اعتمادالسلطنه واسطه می شود تا قاآنی را فلک نکنند و حقوق او را قطع نکنند و نهایتا میرزا تقی خان می پذیرد و می گوید این قاآنی چه کار دیگری بلد است؟
می گویند اندکی فرانسه می داند.میرزا تقی خان کتابی در مورد فلاحت به قاآنی می دهد و می گوید این را ترجمه کن.
این امر و موارد مذکور دیگر نشان می دهد که میانه میرزا تقی خان امیرکبیر با شعرا، خوب نبوده و شاید رسالت شعر را چیزی غیر از مدح می دانسته است.