قصه هایی برای لیانا :قصه دو برادر
قصه هایی برای لیانا
قصه ای از کشور کره :قصه دو برادر
در روزگاران قدیم دو برادر به نام هنگبو و نولبو بودند.

نولبو ثروتمند بود و هنگبو فقیر ؛اما بخشنده بود .

یک روز هنگبو ،گنجشکی یافت که پایش شکسته بود.

او به پرنده کمک کرد و او را به خانه اش برد.بعد از مدتی گنجشک بهتر شد و توانست پرواز کند و برود.

بعدا گنجشک سه تخم کدو برای هنگبو آورد .

کدو خیلی بزرگ شد.وقتی که هنگبو،کدو را شکست،تعداد زیادی سکه طلا در درون کدو بود.

نولبو این موضوع را شنید و او هم سکه طلا می خواست.

او هم یک گنجشک یافت و پایش را شکست.

پرنده بیچاره فرار کرد و بعد از مدتی سه بذر کدو برای نولبو برد.

بذرها رشد کردند و نولبو کدوهای پرورش یافته را برداشت کرد و آنها را شکست. شیطان ها از داخل کدو بیرون آمدند و شروع به تنبیه نولبو کردند.

نولبو درسی از این پیشامد گرفت. او فهمید که نباید آزمند و طماع باشد.