ماراتن
♟ ماراتن
🌈🌈🌈
می گویند المپیک محل دوستی ملل است و سیاست را نباید در بازیهای المپیک وارد کرد.
البته در سوابق بازیهای المپیک هم تحریم بازیها هست و هم منع شرکت در بازیهای المپیک و این دو، هر دو تصمیماتی سیاسی بوده اند. کشورهایی که بازیهای المپیک را تحریم می کنند، و کمیته المپیک وقتی حضور ورزشکاران بعضی کشورها را منع می کند،هر دو، اقدام سیاسی انجام می دهند.
شاید سیاسی ترین اقدام المپیک، نام گذاری دوی ماراتن است.
وقتی داریوش به یونان لشکر کشید که البته من موافق نیستم، اما اقدامی مربوط به گذشته است و نمی شود کاری کرد، آتنی ها که از لشگرکشی داریوش با خبر شدند یکی از قهرمانان دوی خود را برای کمک گرفتن از اسپارت، بدانجا فرستادند. در واقع همبن لشگر کشی داریوش و کمک خواستن یونانی ها از اسپارت مقدمه ای شد که چند سال بعد اسکندر از بین مردم مقدونیه به کمک یونان برخیزد و بساط هخامنشیان را براندازد و من به همین دلیل می گویم که کار داریوش، عاقبت اندیشانه نبوده است.
این دونده، که نامش فیدی پید بوده، فاصله ی ۴۰ فرسخی بین آتن و اسپارت را با دو طی می کند و به اسپارت خبر می دهد که به کمک بیایند.
و وقتی که سپاه داریوش در ماراتن شکست می خورد ، باز همین فیدی پید، ۴۳ کیلومتر بین ماراتن و آتن را می دود تا خبر شکست داریوش را به آتن برساند. او وقتی به بازار آتن می رسد، خبر خوش شکست سپاه داریوش را می دهد و می میرد.
اگر در بعضی مسابقات دوی ماراتن می بینید که یک دونده که آسیب دیده، اما جلوتر است، دونده پشت سر، دستش را می گیرد و کمک می کند که اول او از خط بگذرد، بر این اساس است که آن دونده، فلسفه ی دوی ماراتن را خوب درک کرده است. هم نامگذاری این دو ،به نام ماراتن یک اقدام سیاسی است و هم حتی آن رفتار ورزشکاران دوی ماراتن که حاضر نمی شوند از دونده ی آسیب دیده جلو بزنند و کمک می کنند که او اول از خط پایان بگذرد ،اما هنری است که ورزش و سیاست را در لابلای خود پنهان می کند.یک روش نرم برای بیان جنگ طلبی کسانی و مظلومیت کسانی دیگر.
در المپیک مکزیکو در سال ۱۹۶۸، جان استیون آکواری تانزانیایی در کیلومتر ۱۹ به زمین می خورد و زانویش آسیب می بیند. در حالی که شب شده، اما تماشاچیان در ورزشگاه می مانند تا او با زانوی بانداژ شده و لنگ لنگان ، از خط پایان بگذرد.
چنین اتفاقاتی ، خاص دوی ماراتن است و صرفا تحت تاثیر اقدام فیدی پید یونانی که جان داد تا خبر پیروزی آتن را بر سپاه داریوش، به اطلاع مردم برساند.
البته برای کسی مثل من که آدم صلح طلبی هستم، این کار قابل فهم است، اما بعنوان یک ایرانی کماکان متاسف می شوم که ماراتن یک نامگذاری سیاسی است و وقتی اسکندری که به ایران آمد و تخت جمشید را به آتش کشید و سالیان سال، اعقاب او در قالب سلوکیان ، ایران را چپاول کردند، نامش را با افتخار اسکندر کبیر می گوییم،و برای نکوهش او هیچ یادبودی درست نکرده ایم، اما وقتی روزی وزیر ورزش ما، دونده ی دوی ماراتن بوده است، جای اندکی تفکر دارد.
آیا ما نمی توانستیم مسابقات پرتاب نیزه و کمان را به نام آرش بنامیم و حداقل در داخل کشور خودمان، چنین مسابقاتی برگزار کنیم؟ آرشی که اصلا پیام آور صلح است و اقدام او، تلاشی برای ختم جنگ بوده است.او هم مثل فیدی پید، جانش را با آن اقدام اش داد، با این تفاوت که جان آرش در راه صلح بود و جان فیدی پید در راه دادن خبر پیروزی در جنگ بوده است. حیف است که ما ندای صلح طلبانه اساطیر خود را به گوش جهانیان نمی رسانیم تا آنها ماراتن را جلوه ای بر رفتار جنگی اعقاب ما، تبلیغ کنند.