♟️دامن آرام
🌾🌾🌾

مطلبی از فرمانفرما هست که که قبل از بیان آن، اشاره کوتاهی به زندگی او بیندازیم.
عبدالحسین میرزا فرمانفرمائیان، پسر دوم فیروز میرزا که پدرش،پسر شانزدهم عباس میرزا بوده و مادرش هم دختر عموی پدر و دختر بهمن میرزا بهاءالدوله(پسر سی و هفتم فتحعلیشاه)بوده اند و طبعا شاهزاده بوده است. فرمانفرما لقب اوست و قبل از آن هم لقب نصرت الدوله و سالار لشکر را هم داشته است.تولد ۱۲۳۱ تبریز و فوت در ۱۳۱۸ تهران.
والی کرمان و بلوچستان و دو بار هم والی کرمانشاه شده که هر دو بار با همه گیری وبا رودررو شده است.چند بار وزیر عدلیه بوده است،وزیر جنگ و وزیر داخله شده است. یکبار هم نخست وزیر می شود که همزمان وزیر جنگ هم بوده است.او اولین قانون نظام وظیفه ایران را نوشت که بر اساس آن، از هر ۳۰ نفر عشایر، باید یک نفر به خدمت نظام می رفت.و همچنین طرح اولین مدرسه ی نظام را هم او نوشته است.
در کودتای ۱۲۹۹ سید ضیاءالدین طباطبایی ، او و دو پسرش دستگیر می شوند و وی یک‌پیشکش خوب به سید ضیا پیشنهاد می کند و سید ضیا، حفظ جان آنها را تضمین می کند. پس از آزادی، رابطه اش را با سردار سپه تحکیم می کند. سردار سپه در یک ایامی ، رئیس قراولان منزل فرمانفرما بوده است و به او رضا ماکسیم می گفته اند.
رضا شاه به او پیشنهاد فروش خانه اش را در خیابان سپه می دهد و در آنجا کاخ مرمر ساخته می شود. در سال ۱۳۱۵، نصرت الدوله ، پسرش؛ به زندان می افتد و یک سال بعد در زندان سمنان فوت می کند. رضا شاه برگزاری هرگونه مراسم تشییع و ترحیم را برای او ممنوع می کند و وارثین نصرت الدوله را وادار به پرداخت ۲۸۰۰۰ پوند، بابت جربمه رشوه ای که انگلیسی ها بابت قرارداد به نصرت الدوله داده بودند ، می کند و فرمانفرما مجبور می شود، اغلب املاک خود را بفروشد تا آن جریمه را بپردازد.
بدلیل این ناراحتی ها، فرمانفرما، دو بار سکته مغزی می کند و در سال ۱۳۱۸ فوت می کند.
فرمانفرما در جریان نهضت مشروطیت، از مشروطه خواهان حمایت می کند. از او پرسیده اند که چرا از مشروطه حمایت کردی و به آنها کمک کردی؟
پاسخ می دهد:
" من سر تب دار دولت قاجار را از دامان متزلزل روس برداشتم و بر دامن آرام و مطمئن انگلیس گذاشتم."
باید پرسید چقدر انگلیس آن سر تب دار را درست نگهداری کرد و اصلا چرا نگهداری می کرد؟