تربیت کودکان
♟️ تربیت کودکان
🌾🌾🌾
لحظاتی قبل مادری که فرزند خردسالش را شدیدا دعوا می کرد و با صدای بلند، بچه هم گریه می کرد، از مقابلم گذشتند. چندین روز قبل هم پدری را دیدم که ترکه ای از درخت کنار خیابان جدا کرد و در حالی که پسر خردسالش را با سرعت دنبال می کرد و همزمان پرخاش می کرد را کتک می زد. می خواهم بنویسم که دیدن صحنه هایی چنین، متاسفانه دیگر مرا متعجب نمی کند. کسی را می شناسم که در خانه اش، یخچال، قفل دارد تا بچه اش، نتواند از درون یخچال ، میوه ای بردارد و برای مهمان ، همیشه سبد میوه شان، رنگین است.
این اتفاقات عجیب اند، اما دیگر باعث تعجب نمی شوند.
مطلبی را می خواندمکه نوشته بود، در ژاپن، پدران در هر روز فقط هفت دقیقه را صرف تربیت فرزندان خود می کنند که برایم عجیب آمد و البته در عوض مادران ژاپنی شاید تمام وقت شان را صرف تربیت فرزند می کنند. یک نکته جالب در تربیت ژاپنی این است که بچه ها تا ۵ سالگی هر کاری را که دلشان بخواهد می توانند انجام دهند و یک آزادی مطلق دارند.
اما واقعا چرا بچه های ژاپنی آنقدر، قانون مدار، خانواده محور و حرف شنو هستند؟
شاید اساس تربیت ژاپنی را باید در سه کلمه ی دلبستگی، همدلی و هماهنگی دانست. اگر مثلا مادر چیزی و پدر متفاوت از او ، چیزی بگوید، هم همدلی ایجاد نمی شود و هم هماهنگی رخ نمی دهد. یعنی شاید اساس تربیت فرزندان، ابتدا از رابطه ی درست پدر و مادر با هم شروع می شود و به تربیت بچه می رسد.
یک قانون تربیتی در ژاپن هست که به آن amae می گویند. آمائه را می توان اینطور بیان کرد که مسیری است که رویای یک شخص را برای دوست داشته شدن، نشان می دهد. تاکید می کنم؛دوست داشته شدن.
این نوع کنش ، دلبستگی در کنار وابستگی ایجاد می کند.وابستگی فرزند به پدر و مادر و بر عکس.این نوع وابستگی را آنها بد نمی دانند و ما گمان می کنیم به استقلال بچه آسیب می رساند. دلبستگی حتما یک فرآیند آرام ، جهت دار و سنجیده است و هر رفتاری را که منافات با عشق و دلبستگی دارد، کنار می گذارد. لذا کودک در کودکی خود،به عشق و محبت والدین تکیه می کند و والدین سالخورده هم در آینده از همین مسیر دلبستگی، از حمایت فرزند/فرزندان خود برخوردار خواهند شد.
لذا آنچه ما در تربیت پدران و مادران ایرانی می بینیم، نوعی گم گشتگی وجود دارد که بیشتر تکیه بر موفقیت احتمالی فرزند است و نه چیز دیگر.