اموزش
♟️آموزش
🌾🌾🌾
یکی از مشخصه های بارز کشورهایی که یک مسیر توسعه متوازن را طی می کنند، کیفیت آموزش است. جالب است که حتی آموزش کیفی، یکی از مشخصات کشورهایی است که امید به زندگی در آنها بالاست.
و لازم نیست که تاکید کنم برای آموزش کیفی، هم آموزش گیرنده باید بخواهد و مثلا به یاد دارم که در بعضی کلاس ها، دانش آموز یا دانشجو، نه قلم داشت و نه دفتر.
و طبیعی است که آموزش دهنده باید هم سواد و مهارت داشته باشد و هم عشق به آن کار آموزش را. در آموزش، شما باید عاشق بالندگی دانش آموز و دانشجویت باشی، از رشد و پیشرفت او کیف کنی.
و البته هر خمیری بی مایه، فطیر است.
آموزش، ابزار و امکانات هم می خواهد. نمی توان با تماشای عکس، که همان هم، یک ابزار است و در اینجا، یک ابزار ناکافی؛ پیوندزدن را به دانشجو آموخت و نمی توان در کلاس، شخم زدن را به فراگیر یاد داد.
وقتی ابزار آموزش فراهم می شود، و نیروی انسانی باکیفیت پرورش داده می شود، سود اول آن را جامعه نصیب خود می کند.
یک شعری از شیخ رضا طالبانی دیدم که در اینجا، بیانش مصداق پیدا می کند.
می گوید؛
گر چه جمعیت کرکوک، کم از بغداد است
قابلیت نه به تعداد،به استعداد است.
البته نمی خواهم خودم را در خودپسندی احتمالی این شیخ که تعریف هم نژادان خود را می کند، غرق کنم، اما می خواهم به استعداد و بیشتر به انگیزه اشاره کنم.
روزی از بکن باوئر که به او قیصر فوتبال آلمان می گویند چرا پسرت چون تو فوتبالیست خوبی نشد؟
پاسخ داد، من در یکمحله ی کارگری مونیخ(کیزینگ) و با پدری پستچی بدنیا آمدم و پسر من، متفاوت بزرگ شده است.
فتحعلیشاه قاجار بیش از سیصد پسر داشته است و بیش از این تعداد دختر. یک شب که خبر می دهند چهار زن باباخان(فتحعلیشاه آینده )چهار فرزند آورده اند، و خبر به گوش آقامحمدخان می رسد، گفته، "یکی بزا،لطفعلی خان(زند)بزا."
و هیچکدام از آن سیصد تا هیچ پخی نشدند، بلکه همانها و ظلم بی حد و حساب این برادران و دامادهای پرشمار بود که استارت سقوط قاجار را در همان نسل دوم قاجار به صدا درآورد.
و خوب است که دوباره شعر شیخ رضا طالبانی را بخوانیم:
گرچه جمعیت کرکوک،کم از بغداد است
قابلیت نه به تعداد، به استعداد است.