دو سخن و حرفی
♟دو سخن و حرفی
🌾🌾🌾
اول و به حرمت پیشکسوتی بیشتر خیام یک رباعی از او را بخوانیم:
گاویست در آسمان و نامش پروین
یک گاو دگر نهفته در زیر زمین
چشم خِردت باز کن از روی یقین
زیر و زبر دو گاو مشتی خَر بین
و سخنی هم از یغما جندقی شاعر دوره ی فتحعلیشاه است.
روزی پسر یغما از او می پرسد:
پدرجان؛ تو صلاح می دانی در بزرگی ،چه کاره شوم؟
یغما بی تامل می گوید؛
فرزند برو حکیم شو.
_ چرا پدرجان؟
_پسرم برو حکیم شو.برای اینکه هر چه از این مردم را از مرگ نجات دهی،اجر دنیا می گیری، و آن چه از این جنس دو پا ، به گور بفرستی،البته اجر آخرت می گیری.
اصلا معنی و مفهوم آن رباعی خیام وقتی که می گوید ؛ زیر و زبر دو گاو، مشتی خر بین ؛ با مفهوم حرف یغما یکی نیست، ولی هر دو از این مردمان بگونه ای کلافه بوده اند.
پس شاید بشود یک جوری این دو حرف را کنار هم قرار داد، حداقل تلنگری برای تفکر است.