♟جلوه بودن

☀️☀️☀️

بهار است ؛

گوشواره های آلبالویی بر درخت،

با طرح سرخ و سبز میوه و برگ،

جلوه ی بودن را

چه خوب می نمایانند.

آلوهای آبدار سرخ در همسایگی درخت گیلاس

زردآلو با آن زمردین رنگش در کنار شاتوت

و توت این درخت پر از بخشش.

بودن را چه زیبا ،

طبیعت عرصه می دارد.

بودن بی تاثیر از غم درون ما

بودن بی تاثیر از شادی گاه به گاه ما

بودن،

فرحناکی نفس برگ و گل و درخت و پرنده و انسان.

بودن

این واژه ی غریب.

بهار و طبیعت،

بودن را ،

چه خوب

بر بطن دل خاک

حک می کنند،

که هر جنبنده ای را

تفسیری است از آن،

دگرگونه.

برگ در ستایش زیبایی گل چیزی می گوید،

پرنده بر طرح باغ چهچه می زند،

کرم خاکی بر بستر گرم خاک،

رقص جاودانه اش را عرضه می دارد،

و ما

که بهار و بودن را

به باور خود،

تفسیر می کنیم،

نیک که بنگریم ،

اکنون هم،

همبستر درخت و پرنده ایم.

و امان از روزی که

زمین ما

و خورشیدش

بر مداری دیگر بچرخند.

که بهار نباشد،

که بودن

بی ما، بود باشد.

تا آن روز،

لبخند ما تقدیم بهار

و غم ها و شادی های ما ،

شکفته از میوه ی بودن ،

تقدیم به بودن .