♟مستراح و ...

🌾🌾🌾

حتما این شوخی را در مورد ناصرالدین شاه شنیده اید که وقتی به فرانسه رفت و در کاخ مهمان بود شب وقتی نیاز به دستشویی پیدا کرد،دستشویی در کاخ پیدا نکرد و در یک کیسه ای قضای حاجت کرد و در سالن اصلی که سقفش شیشه ای بود و او گمان میکرد،سقف ندارد،کیسه ی قضای حاجتش را به بیرون پرتاب کرد که به شیشه خورد و تمام سقف پر از نجاست شد. به پیشخدمت قصر گفت،پولی به تو می دهم و زود آنجا را تمیز کن. پیشخدمت گفت من دو برابر می دهم،اما به من بگویید،چطور بر سقف ریدید.

این ریدن و شاشیدن هم برای خودش،ماجراها دارد.

در کاخ ها و قصرهای اشرافی تا قرن هجده،دستشویی به شکل ثابت وجود نداشته است و هر وقت ساکنین که شاهان و شاهزاده ها و ملکه ها و افراد اشرافی متمکن بوده اند،نیاز به قضای حاجت پیدا می کرده اند،دستشویی را پیشخدمت ها به حضورشان می برده اند که یک صندلی بوده که وسطش باز بوده و لگنی در زیر صندلی می گذاشته اند و پس از قضای حاجت،با وسیله ای هم خودشان را تمیز می کردند.

شاید هم پیشخدمت این کار می کرده است. و بعد لگن محتوی قضای حاجت را مثل سینی غذا می گرفته اند و به بیرون قصر منتقل می کرده اند.

در واقع شکل توالت فرنگی کنونی،تکمیل شده ی همان صندلی و لگن قصرهای قرن هفدهم است.

مثلا اعتمادالسلطنه در مورد ظل السلطان نوشته و البته این دیگر مربوط به قرن نوزده است.:

" شاهزاده(ظل السلطان )وضو گرفتند و نماز خواندند....اما جور غریبی ادرار نمودند!پیشخدمتی گلدان در دست داشت،دکمه ی شلوار را در حضور من باز کردند،پیشخدمت باشی که به ابراهیم خلیل خان موسوم است،احلیل شاهزاده را گرفته در گلدان نهاد، شاهزاده ادرار کردند،همان پیشخدمت باشی،آب ریخت،طهارت گرفت.

خیلی من تعجب کردم که سالهاست در آستانه ی شاه هستم،هرگز از این اعمال ندیده ام."