♟راههای استعمار زیاد است

☀️☀️☀️

گاهی بعضی گمان می کنند که استعمار،یعنی اشغال یک کشور و بردن منابع آن به کشور استعمارگر و یا تنظیم قراردادهایی که منصفانه نیست و یا ...

اما صور متفاوت دیگری را هم می توان برشمرد. مثلا وقتی دیدن یک کنسرت موسیقی فلان خواننده،تبدیل به آرزو شود آن فرد آرزومند بلیط هواپیما تهیه می کند،هزینه ویزا می دهد،به سفر می رود،در هتل که درجه ی آن تحت تاثیر میزان پول مسافر است،اقامت می کند بلیط گران کنسرت را می خرد پول تاکسی می دهد پول غذا می دهد،سوغات از آنجا می خرد و خلاصه اینکه دهها خرج جورواجور می کند تا دو ساعت در یک کنسرت فلان خواننده در یک کشور دیگر بنشیند و برای خودش خاطره درست کند. در این وسط دهها شغل در کشور محل برگزاری آن کنسرت،رونق می گیرند و پول در قالب ارز از کشور مبدا،خارج می شود. این کشور فقیرتر و آن یکی پولدارتر می شود،به همین راحتی. زوری که در این شیوه استعمار وجود دارد ،نوعی سختگیری در یک جا و آسان گیری در جای دیگر است.

یک راه دیگر را هم بد نیست مرور کنیم. اجازه دهید از مشاهدات یک تاریخ نگار آن را عینا نقل کنم. دکتر باستانی پاریزی می نویسد( در سال ۱۳۵۰):

" من وقتی آپارتمان بزرگ چند میلیونی سپهبد بختیار را در بالای عمارت هشت طبقه در کنار دریاچه ی نیس و بر ساحل زمردین لاجوردی آنجا دیدم،این نکته برایم تداعی شد که واقعا دنیا دست کیست؟"

به هر دلیل،وقتی شهروندان یک کشور،پولشان را برمی دارند و در کشور دیگری،خانه و آپارتمان می خرند،کشور مبدا،گاو شیرده می شود و پولش به کشور دیگر می رود و آن کشور دیگر! با کمترین دردسر،صاحب پول‌های بادآورده ای می شود. کشور مهاجرفرست یا مسافرفرست،فقیر و فقیرتر می،شود و توانایی اش در ایجاد مشاغل پایدار کاهش می یابد و کشور مهاجرپذیر یا مسافرپذیر،دارای رونق و رشد می شود.