♟کودتای اول رضا خان میرپنج(رضا شاه)

🌾🌾🌾

در سال ۱۲۹۷ (۱۹۱۸ م) وقتی قوای انگلستان از طریق همدان و قزوین می خواستند برای مداخله در قفقاز رهسپار شود،از فرماندهی لشگر قزاق خیالشان راحت نبود. فرماندهی لشگر قزاق در ایران و در دوره ی دولت تزار با بارن مایدل بود که پس از انقلاب در روسیه،دولت موقت روسیه به رهبری کرنسکی،سرهنگی به نام کلرژه را به فرماندهی لشگر قزاق فرستاد و معاونت لشگر هم با سرهنگ ستاروسلیسکی بود. چون دولت موقت روسیه به رهبری کرنسکی از طرف بلشویکها تحت فشار بود که از جنگ جهانی کنار بکشد و با آلمان پیمان صلح ببندد و انگلیسی ها ترس داشتند که ممکن است فرماندهی کلرژه بر لشگر قزاق سبب شود که قزاق ها روحیه انقلابی بگیرند و دامنه ی انقلاب روسیه به ایران هم برسد. از طرف دیگر،انگلیسی ها می گفتند که حضور لشگر قزاق بر اساس پیمان دولت ایران با دولت تزاری بوده است و دولت انقلابی جدید نمی تواند برای لشگر قزاق فرمانده نصب کند.

از طرف دیگر بخش هایی از لشگر قزاق بر علیه دولت انقلابی جدید بودند و انگلستان هم این گرایش را تقویت می کرد.

انگلیسی ها با ستاروسلیسکی صحبت می کنند و پیشنهاد می دهند او بجای کلرژه فرمانده لشگر قزاق شود.

در اینموقع سربازخانه آتریاد همدان در بیرون دروازه قزوین است و سرهنگ رضا خان فرمانده گردان پیاده و سرهنگ فیلارتف فرمانده آن لشگر.

سرهنگ فیلارتف، رضا خان را به دفتر خود می خواند و به او می گوید گردان پیاده قزاق باید به بهانه مشق، میدان مشق لشگر قزاق تهران را تحت نظر بگیرد و اگر قزاقی خطا کند او را بزنند.

فیلارتف به عمارت فرمانده لشگر قزاق(کلرژه ) می رود و نهایتا به سرهنگ رضا خان دستور می دهد،برو و او دستگیر کن.

فیلارتف گفته است که رضاخان می ترسید و برای ورود به اتاق اکراه داشت. پس از دستگیری کلرژه، فیلارتف به او می گوید افسران ایرانی از فرماندهی شما ناراضی هستند و دولت ایران هم با دولت تزاری قرارداد دارد و با دولت جدید روسیه قراردادی ندارد شما نمی توانید فرمانده لشگر قزاق باشید.او و سایر افسران روسی،از این امر تمکین می کنند.

موضوع را به سفارت انگلستان هم خبر می دهند و نمایندگان آنها هم به قزاقخانه می روند و کلرژه از فرماندهی خلع و ستاروسلیسکی که معاون وی بوده،فرمانده لشگر می شود.

این واقعه ،اولین آشنایی انگلیسی ها با سرهنگ رضا خان است.