با خیام
♟با خیام
🌓🌓🌓
تا کی غم آن خورم که دارم یا نه
وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه
پرکن قدح باده که معلومم نیست
کاین دم که فرو برم برآرم یا نه
اول از آخر این رباعی مطلب را بخوانیم:
کاین دم که فرو برم برآرم یا نه؟
زمانه خیام به لحاظ تحولات اجتماعی،زمانه ای پرتلاطم بوده است و عمر در حوادث روزانه،به او و به ما می آموزد که بند زندگی آدم ها،به مویی بسته است،حال اگر آن زمانه ،پرتلاطم هم باشد،این مو ،نازکتر هم می شود. جنگ یکی از زشت کاری های بشر است که بسیاری عمرها را کوتاه می کند و در زمانه ی خیام ،جنگ هم بود. فدائیان حسن صباح ،مرتب آدم می کشتند و خود هم کشته می شدند. آن نگاه پر از خون به زندگی،ارزش زندگی را در نزد کسی که می بیند،چقدر جانها، براحتی گرفته می شوند و چقدر عمرها کوتاهند،را معنادار می کند.
حرف خیام البته سمت و سوی سیاست ندارد،زمانه و سیلست،به او فلسفه ی چگونه زندگی کردن را اموخته و لذا پیامش به مردم عادی است که خوشی را موکول به کسب چیزی می کنند تا از پس، به شادی و خوشدلی رو آورند. خیام می گوید،آن اتفاق نمی افتد و لذا خوشدلی را هم اکنون در بغل بگیر.