♟با خیام
🌾🌾🌾

ای کاش که جای آرمیدن بودی
یا این ره دور را رسیدن بودی

کاش از پی صد هزار سال از دل خاک
چون سبزه امید بر دمیدن بودی

خیام،هم، از اینکه در روزگار کوتاه عمر،آسايش کم است و انواع ناآرامی ها،آرامش را از فرد می گیرد و هم ، راه رسیدن به آرامش را دور می بیند،گلایه دارد و آرزو می کند که کاش،امکان زیست آرام وجود می داشت .دلزدگی خیام از انواع رنج در زندگی با آن همه مرافعات دینی که در زمانه اش،راه رسیدن به آرامش آرمانی اش را بسیار کرده بود،او را به واگویه ی آرزوهایش کشانده است.
و آرزو می کند که کاش این امید وجود داشت که پس از مردن آدمیزادگان، امکان رویشی چون سبزه،وجود می داشت. او در مقایسه آدمی و سبزه،بخت را از سبزه می داند و شک خود را از زندگی پس از مرگ آدمیزادگان، طرح می کند.
او در مقابل آن همه رنج و عدم آرامشی که در زندگی هست،آرزو می کند که کاش حداقل پس هزاران سال امید بردمیدن مجددی وجود داشته باشد.