شکست مذاکره ی صلح
♟️شکست مذاکره
🗒️🗒️🗒️
در زمان پادشاهی کواذ(قباد،پدر انوشیروان)،و در ایامی که می خواست سلطنت را به یکی از پسرانش،که او کوچکترین آنها، خسرو (انوشیروان ) را می خواست انتخاب کند،پیشنهاد صلحی به امپراتور روم ،ژوستن،پیشنهاد کرد و خواهش نمود که ژوستن،خسرو را به فرزندی بپذیرد.
ژوستن پس از مشورت با وزیر خود،پروکلوس،پذیرفت،اما به شرط آنکه رسم تبنی (فرزندخواندگی) به موجب سند انجام نگیرد و بوسیله سلاح انجام شود،چنانکه در نزد طوایف وحشی معمول بوده است و گویا ان پیشنهاد،بواسطه ی رسوم قبایل ژرمن در فرزندخواندگی بوده است. ظاهرا این روش،تعهد و الزامی در بر ندارد. کواذ که این شرط را قبول نداشت،آن را نپذیرفت. دلیل دیگری که این گفتگوی صلح بجایی نرسید این بود که یکی از شرایط صلح این بود که ولایت لاریکه یا کلخیز به ایران تعلق گیرد که مانع بستن پیمان صلح شد.
این پیشنهاد صلح به روم در ایامی بود که کواذ از حمایت از مزدکیان دست کشیده بود و ارتشتاران سالار سیاوش که بزرگترین مرد سیاسی آن زمان ایران بود و معروف به مزدکی بود،به همراه ماهیوذ که از دودمان سورن بود و آن دودمان هم بسیار متنفذ بودند و او از پیروان زرتست بود،مامور گفتگوی،صلح با روم بودند. چون این گفتگو به سرانجام نرسید،ماهیوذ در حضور کواذ اینطور وانمود کرد که دلیل شکست مذاکرات،سیاوش بوده است. سیاوش کسی است که در زمانی که کواذ به دلیل طرفداری از مزدک به زندان افتاد،او را نجات می دهد و کمک می کند تا مجددا پادشاه شود.
بهر جهت کواذ،سیاوش را که بطور آشکار طرفدار مزدک بوده و از طرف دیگر ،طرفدار این امر بوده است که کاوس پسر بزرگ کواذ که او هم مزدکی بوده است،بجای پدر،پادشاه شود را تحویل محاکمه می دهد. خود کواذ طرفدار پادشاهی خسرو بوده است.
سیاوش را مجمعی از روحانیون و اشراف متنفذ و رقیب سیاوش و از جمله یک کشیش به نمایندگی از مسیحیان ایران،به محاکمه می کشند و او را به جرم هایی چون،پرستش خدایان جدید، و دفن جسد مرده زنش،بجای اینکه جسد را در دخمه قرار دهد تا مرغان شکاری،جسد را بخورند،محکوم می کنند و کواذ هم این حکم را امضا می کند.
در واقع محاکمه سیاوش،شروع برخورد خشن با پیروان مزدک در اواخر سلطنت کواذ است.
به عنوان یک نتیجه گیری باید گفت که شکست در راهبرد صلح کواذ با ژوستن،امپراتور روم را بیشتر باید در تسویه حساب های درون دولت ساسانی و تنشی که بین شاهزادگان و باورهای دینی آنها وجود داشت،باید جستجو کرد،نه الزاما توانمندی های مذاکره کنندگان. شاید آن مذاکرات ،بهانه ای بود تا شکست آن، شروعی بر تسویه درون حاکمیت دولت ساسانی در پایان سلطنت کواذ و شروع سلطنت انوشیروان باشد.