♟️با خیام

🌈🌈🌈

"بر سنگ زدم دوش سبوی کاشی

سرمست بدم که کردم این عیاشی

با من به زبان حال می‌گفت سبو

من چون تو بدم تو نیز چون من باشی"

نکته اول این رباعی و همه رباعیات خیام، اندیشیدن به مرگ است. سبویی را که آن فرد به لذت عیاشی کردن بر زمین زده و شکسته است،می گوید ،من هم روزی چون تو انسانی بوده ام.

این چرخه، نگاه فلسفی به مساله ی مرگ و زندگی در نگاه خیام هم هست.

این رباعی یک پیام دیگر هم دارد.آنچه بر خود نمی پسندی ،برای دیگران هم‌مپسند،ضرب المثلی که پندی است که حضرت علی ع به فرزندش امام حسن ع یادآور شده،در این رباعی هم به شکلی وجود دارد.

به سخن دیگر آسمان بالای سر همه ی ما،مشترک است و رفتار خوب یا احیانا ناپسند ما بازخوردی دارد که به شکلی بر ما هم اثر دارد.

و حال که حرف آسمان شد،شاید واضح ترین کاری که انسان‌ها با انتشار گازهای گلخانه ای، پس از انقلاب صنعتی به صورت انبوه شروع کردند ،اکنون تاثیرات مخرب آن هر چه بیشتر و واضح تر،نمایان شده است. و به قول خیام آن سرمستی ناشی از عیاشی و شکستن سبو،روزی بر سر خود آن فرد هم هوار خواهد شد. و اکنون بطور واضح اثرات مخرب انتشار گازهای گلخانه ای،بر زندگی میلیون ها نفر در روی کره زمین، اثرات مخرب و احتمالا برگشت ناپذیری را بوجود آورده است.

شاید گروهی از مردم که تحت تاثیر اثرات گازهای گلخانه ای و گرمایش جهانی مواجه با سختی هایی شده یا می شوند و مال شان را از دست می دهند،راه گریزی بتوان تصور کرد،اما برای آنهایی که در اثر این حوادث گوناگون جان شان را از دست داده اند و می دهند،همان تمثیل سبو و انسان رباعی خیام است که می گوید،من چون تو بدم،تو نیز چون من باشی،اتفاق افتاده است.