♟️سفرنامه کروسینسکی

📒📒📒

تادوز یودا کروسینسکی از اهالی لهستان بود و در شش سال آخر سلطنت شاه سلطان حسین صفوی در ایران بوده است و در واقع سفرنامه ی او تاریخچه ی پایان سلسله صفویه است.

در مورد سقوط شیراز مطالبی را از او بخوانیم:

_روزی افاغنه برای اخذ و ضبط،شیراز هجوم آوردند.سپاه بسیار از قزلباش آمده به دفع افاغنه کوشش بی شمار کردند.قزلباش به جهت محافظت جسر شیراز، دوازده عراده توپ به دست آورده، یکی از توپچیان که اصلش از فرانسه بود،هجوم افاغنه را دیده،توپ ها را از ساچمه و سنگریزه پر کرده،به جمعیت افاغنه انداخته،اکثری از ایشان تلف شدند.

_احمد آقا از قوللر آقاسیان شجاع،به همراه محافظان جسر،مامور بودند افاغنه را تعاقب کرده،جنگی دلیرانه کرد و بسیاری از یکه سواران و شجاعان گزیده افغان را تلف کردند و پیغام به شاه فرستادند که اگر از عقب به امداد ما برآیید، تلافی جنگ کل آباد از افغان خواهیم نمود.احمداقا چون از امداد مایوس شد، برگشته،به محافظت جسر شیراز پرداخت.

_محمود افغان، نصرالله خان را با سه هزار افغان و شش هزار درگزینی برای تسخیر شیراز فرستاد.

اصل نصرالله خان از طایفه کعب هندوستان بود و در میان عجم بزرگ شده بود و به بهادری و دلاوری،شهره بود.او را ایلدر خان می گفتند. هر وقت در بیرون اصفهان افاغنه از قزلباش شکست می خوردند،به امداد افاغنه مبادرت کرده و قزلباش را شکست می داد. افاغنه،معتقد به او و قزلباش،ترسناک از او بودند.

در سفر شیراز او را غروری برداشته بود و فکر می کرد زود آنجا را فتح می کند.بر عکس نتیجه داد و او با غایت تهور به شهر یورش برد،اما یک گلوله تفنگ او را هلاک کرد.

_ محمود بجای او زبردست خان را فرستاد.اما او هم موفق نمی شد. حاکم شیراز مردی عاقل و مدبر بود. حاجی عبدالباقی خان با شش هزار عرب و تعدادی قزلباش،به کمک شیراز آمد. زبردست خان،پیشدستی کرد و در راه به آنها یورش برد و تقریبا همه کشته شدند و تمام خواربار همراه آنها بدست افاغنه افتاد.

آنها مدتی استراحت کردند و تجدید قوا نمودند،اما در داخل شهر شیراز،قحطی و نبود نان،بسیاری را تلف کرد.

ناگهان زبردست خان حمله برد و شیراز را فتح کرد. او قتل را قدغن کرد،اما تاراج و یغما را اجازه داد.

چون شهر ضبط شد، دیدند گروهی از گرسنگی مرده اند،اما در خانه ی سوداگری، چندان گندم یافتند که غذای سه ماه تمام شهر را کفایت می کرد‌. زبردست خان او را حبس کرد و گفت؛ چرا این همه گندم داشتی و به فقرا و گرسنگان ندادی تا مردم از گرسنگی هلاک شوند؟