جنگ و صلح
♟️جنگ و صلح
📘📘📘
آگائیاس در مورد جنگ تیاس( گوت ها) با نرسس(رومی ها) که به شکست گوت ها و کشته شدن تیاس منجر شد،می نویسد:
"دیگر همگان به این باور رسیده بودند که جنگ در ایتالیا به فرجام خوشی رسیده و پایان یافته است.
اما من به سهم خودم، برآنم که نسل ما هرگز شاهد پایانی بر این قبیل مصائب نخواهد بود.چرا که طبع آدمی، همان است که بوده و جنگ نیز همواره بوده و در مرور روزگاران بر آن افزوده شده است و به عبارتی،جنگ قدمتی به قدمت آدمی دارد.
برای نمونه،اگر در کتابهای تاریخ و ادبیات،از هر چه اثری نباشد از گزارشهای جنگ ها و نبردها هست.
اما من از آن دسته کسان نیستم که معتقدند اداره ی رخدادها را موجوداتی آسمانی به علاوه ی سرنوشتی کور در دست گرفته دارند که ربطی هم به اشخاص آدمی ندارد.
چنانچه سرنوشت تاثیر اساسی بر امور داشت، دیگر جایی برای اراده ی آدمی نمی ماند و ما ناگزیر بودیم مطابق هر آنچه به ما گفته اند عمل کنیم. و در آن صورت ،آموزش، و کشف روش مند معانی، چیزی جز اتلاف عمر نبود و امیدها و آمال آدمیان بافضیلت واهی می بود و ثمری نمی داد. این را درست نمی شناسم که مسوولیت جنگ و خون ریختن را به گردن آسمان و عوالم ماورایی بیندازم. خیر، ممکن نیست با رای کسانی هم داستان شوم که باور دارند موجودی شفیق و خیرخواه،که کمترین میانه ای با بدی و زشتی ندارد،کشتن آدمیان را خوش آیند بشمارد و این جان های آدمیان است که به میل خودشان،به آز و زشتی می گراید و هر سرزمین را مالامال از جنگ و نزاع می کنند."
این حرفهای سنجیده در مورد چرایی بوجود آمدن جنگ ها را، آگائیاس در قرن ششم میلادی( تولد او به احتمال ۵۳۲ میلادی و مرگش، باز به احتمال،۵۷۹ میلادی) نوشته است.
جنگ ها،خواسته ی انسان هایی هستند که روح شان را آز و خودخواهی گرفته است. بر سرنوشت دردناک مردمانی که در جنگها،کشته می شوند،زخمی می شوند خانه و کاشانه، پسر و همسر و فرزند از دست می دهند،آواره می شوند و ...نمی اندیشند. روح پر از کبر و آز و خشونت خواه آنان، به لحظاتی می اندیشد که بر ویرانه ی خانه های مردم ، فاتحانه عبور می کنند و غافل از اینند که خودشان هم عمر نوح نخواهند داشت.