♟️فردوسی-سیامک

📔📔📔

داستان سیامک داستان زیست انسان در صلح و به دور از جنگ است.در روزگار کیومرث و پسرش سیامک،از اندیشه ی تشکیل سپاه و جنگاوران و جنگ افزار خبری نیست. همه در دستگاه کیومرث به صلح و آشتی زندگی می کنند.

کیومرث اولین حکمران اساطیری جهان است. او فرزندی به نام سیامک دارد؛

سیامک بدش نام و فرخنده بود

کیومرث را دل بدو زنده بود

سیامک دومین فرد اسطوره ای تاریخ ایران است. سیامک بمعنای سیاه مو می باشد.

اهریمن بر وضع کیومرث رشک می برد و قصد حمله به او را دارد.پسر اهریمن به نام دیو سیاه ،سپاهی فراهم می کند تا به کیومرث حمله برند. وقتی سیامک از این خدعه آگاه می شود قصد دفاع دارد. اما او آیین جنگ نمی داند.

سیامک بیامد برهنه تنا

برآویخت با پور آهرمنا

بزد چنگ وارونه دیو سیاه

دو تا اندر آورد بالای شاه

فکند آن تن شاهزاده به خاک

به چنگال کردش کمرگاه چاک

و چنین می شود که سیامک ،اولین شاهزاده و دومین فرد اسطوره ای ایران، به ناجوانمردی، کشته می شود.

داستان کیومرث در سرآغاز شاهنامه تاکید بزرگ و بی همتای فردوسی بر صلح خواهی ایرانیان است. آنها در دوره ی حکومت کیومرث فاقد جنگ افزار و آیین جنگ هستند و زندگی را در صلح و شادمانی می گذرانند.

دد و دام و هر جانور کش بدید

زگیتی به نزدیک او آرمید

جنگ طلب این داستان اهریمن و فرزند دیوسیاه هستند که بر صلح و آشتی عصر کیومرث، رشک می برند.

داستان کیومرث و سیامک در شروع شاهنامه تاکید موکد فردوسی بر دوری جویی ایرانیان از جنگ است و اگر پس از آن تاریخ،به اجبار خود را مسلح کرده اند،آن اقدام یک تدبیر دفاعی است و نه جنگ طلبانه. در دیدگاه فردوسی، جنگ کار اهریمن و دیوسیاه است و صلحجویی و زندگی در صلح،خواسته ی اولین اسطوره ی تاریخ ایران؛کیومرث می باشد.