نکونامی
♟️نکونامی
🌈🌈🌈
قبل از هر حرفی،لازم است بگویم این بیت فردوسی ،چکیده ی تمام حرفهایی است که در مورد نکونامی زده می شود:
جز از نیک نامی و فرهنگ و داد
زکردار گیتی مگیرید یاد
و سعدی در ارزش گذاری به نام نیکو،این مثال را می زند:
این که در شهنامه ها آورده اند
رستم و رویینه تن اسفندیار
تا بدانند این خداوندان مُلک
کز بسی خلق است دنیا یادگار
سعدی یادآوری می کند که این دنیا که اکنون من و تو در آنیم، یادگار چه نام هاي بزرگی است که اکنون نیستند.
این شیوه ی نگاه دقیق سعدی به دنیا که آن را ناپایدار و در حال شدن می بیند را در این بیت بهتر می بینیم:
آنچه دیدی بر قرارِ خود نماند
و این چه بینی هم نماند برقرار
دیر و زود، این شکل و شخصِ نازنین
خاک خواهد بودن و خاکش غبار
این همه هیچ است چون می بگذرد
تخت و بخت و امر و نهی و گیر و دار
و سعدی با این مقدمه ی نغز ،نتیجه می گیرد:
نام نیکو گر بماند زآدمی
به کزو ماند سرای زرنگار
و فردوسی حکیم از یک وجه متمایز دیگر هم به نکونامی نگاه می کند، او از بدان مثال می آورد تا انها که الان هستند،درک کنند که زشتی نابکاری چقدر سنگین است:
نکوهیده تر شاه ضحاک بود
که بیدادگر بود و ناپاک بود
و در همین راستا، فردوسی اضافه می کند:
ستایش نبُرد آنک بیداد بود
به گنج و به تخت شهی شاد بود
و فردوسی یک هشدار جالب هم دارد. او ریاکاری کسان را که به زبان، چیزی می گویند و به عمل ،کار متفاوت دیگری می کنند را اینطور ارزیابی می کند:
زگفتار نیکو و کردار زشت
ستایش نیابی ،نه خرم بهشت
یک نمونه ی چنین آدمی که نکونامی برایش یک ارزش تلقی می شد را می توان
آلفرد نوبل دانست.او در ۱۸۶۷ میلادی به طور تصادفی دینامیت را کشف کرد وقتی دید نیتروگلیسیرین مایع اگر با خاک دیاتومه ترکیب شود، پایدار و ایمن میشود. او که میخواست این اختراع را برای پروژههای عمرانی معرفی کند، هرگز تصور نمیکرد دینامیت به سلاحی مرگبار تبدیل شود.
جالب اینکه وقتی در ۱۸۸۸ در روزنامهها شایعه شد او مرده و تیتر را این چنین زدند "تاجر مرگ از دنیا رفت"، او آنقدر شوکه شد و نگران شد بعد از مرگش به نیکی از او یاد نکنند، تمام ثروتش را صرف بنیان گذاری بنیاد نوبل کرد.
و فردوسی حکیم، اما نیکی کردن در تمام عمر و نکونامی را در یک راستا می بیند و سفارش می کند:
همه نام جویید و نیکی کنید
دل نیک پیِ مردمان مشکنید.