حکایت شیر و گاوها
شیر و گاوها
دهی در نزدیکی جنگل قرار داشت.گاوهای روستا برای علف خوردن بدرون جنگل می رفتند.
در جنگل یک شیر خیلی شرور زندگی می کرد.او دوست داشت که مرتبا گاوی را بگیرد و بخورد.این امر مرتبا اتفاق افتاده بود.گاوها خیلی می ترسیدند.
یک روز،همه گاوها،جلسه ای برگزار کردند.گاو پیر گفت:
" همه گوش کنید،شیر شیر یکی از ما را می خورد،فقط به این دلیل که ما به تنهایی بدرون جنگل می رویم.از این به بعد،همه باید با هم باشیم."
از آن به بعد تمام گاوها بصورت گله بدرون جنگل می رفتند.وقتی که آنها صدای شیر را می شنیدند ،یا شیر را می دیدند،با همدیگر ماع می کشیدند و شیر را فراری می دادند.
نکته:
ما جدا از هم،شکست می خوریم و متحد که باشیم،موفق می شویم.
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۶ ساعت 0:39 توسط غلامرضا طالبی
|