♟با خیام

✍غلامرضا طالبی

🌈🌈🌈

هنگام صبوح ای صنم فرخ پی

برساز ترانه‌ای و پیش‌آور می

کافکند بخاک صد هزاران جم و کی

این آمدن تیرمَه و رفتن دی

درخواست خیام این است از صبح زود،روز را با سِکر شراب و نوای ترانه شروع کند.

او می گوید روزها و روزگاران یک کارِ تعطیل ناشدنی دارد و آن به خاک انداختن آدم هاست،چه جمشید باشند و چه کیکاووس یا کیخسرو.

اگر روزگار به بهانه آمدن تیرماه و یا به بهانه ی رفتن و تمام شدن دی ماه،جان آدم ها را می گیرد پس ای آدم ها! تا قبل از رفتن،شیره ی جان زندگی را بگیرید و آن را با ترانه و شراب، رنگین و زیبا کنید.

در مجموعه ی رباعیات خیام،به نظر می آید که این رباعی آخرین رباعی خیام به تایید خیام شناسان است.