♟️پیری و جوانی
✒️غلامرضا طالبی
🍁🍁🍁
سه سخن را با هم بخوانیم:
اول:
عنصرالمعالی به گیلانشاه توصیه می کند؛
" بهره ی خویش از روزگار بردار،که چون پیر شدی،خود نتوانی،چنانکه آن پیر گفت:
چندین سال، خیره غم خوردم که چون پیر شوم،خوبرویان مرا نخواهند،اکنون که پیر شدم خود ایشان را نمی خواهم."
دوم:
نظامی عروضی در چهارمقاله در مورد اقامت امیر نصر احمد سامانی در هرات می‌نویسد :
آنجا لشکر برآسود و برخورداری تمام یافتند از عمر خویش.
و جایی دیگر می نویسد:
امیر و لشکریان انصاف از نعیم جوانی بستدند و داد از عنفوان شباب بدادند.
سوم:
روزگاری را که امیرنصر سامانی می زیسته و روزگاری را که عنصرالمعالی وصف می کند،چگونه روزگاری است؟
بهره از روزگار کدام است؟
چگونه آدمی انصاف از نعیم جوانی می ستاند؟
نعیم جوانی چه زمان است و کجا یافت شود؟
روزگار دیگرگونه شده،یا چه؟