غلوم علی
♟️نگاهی کوتاه به تاریخ معاصر ایران
✒️ غلوم علی
📚📚📚
این تیتر را برای یادآوری خاطره ی یک دوست انتخاب کردم. همیشه وقتی می خواست سربه سر کسی بگذارم،و البته فردی که اغلب غایب بود،او را با نام غلام علی یاد می کرد.
در جریان محاکمه ی افراد دخیل در ۹ اسفند ۱۳۳۱_ حمله به منزل دکتر مصدق_،تعداد زیادی را در پیرامون این اتفاق دستگیر می کنند و در. روز محاکمه در دادگاه نظامی، شعبان جعفری خاطره ای تعریف کرده که بی مناسبت نیست،بشنویم:
ج: رئیس دادگاه؟ سرهنگ هشترودی بود،وکیل منم دکتر شاهکار و دکتر جهان.
س: محمد شاهکار و جعفر جهان؟
ج: بله، همون شاهکار معروف.بعد ،خلاصه، دادگاه شروع شد.دادگاه شروع شد و ما دیدیم یکی یکی صدامون می کردن پای اون میز.نه، راستی اول صدا نمی کردن،اول معرفی می کردن:
" شعبان جعفری فرزند غلامعلی معروف به بی مخ". بعد از نو یکی یکی رو صدا می کردن و از خودشم می پرسیدن.اول خودشون همه مونو معرفی می کردن،بعد از خودمون می پرسیدن. بعد منو صدا کردن و رئیس دادگاه پرسید؛
نامت؟ گفتم شعبون علی
پرسید: " نام پدر؟"
گفتم: غلوم علی
پرسید: شهرت؟
گفتم: بی مخ
یهو رئیس دادگاه چکششو زد رو میز و گفت:
" آقا! بی مخم شد فامیل؟"
گفتم: از اون دادستان نفهمت بپرس ببین چی داره میگه؟ اون مخ منو معاینه کرده؟ می دونه مخ من کجاست؟چی توشه؟ خلاصه یه خُرده گرت گیری کردیم.