♟️طرز فکر ملیون ایران در جنگ جهانی اول

🌾🌾🌾
عبدالحسین شیبانی در کتاب خاطرات مهاجرت و فقط شش ماه پس از مهاجرت از تهران و در مسیر رفتن به استانبول،می نویسد:
" فی الحقیقه کار مهاجرین ما هم چندان تعریفی ندارد.یکی از این آقایان مهاجرین که در این سفر همراه شده تا حدی نسبت به اوضاع بدبین بوده و اظهار می داشت که چگونه کشوری مانند ایرانِ فاقد وسایل امروزی، می توانست در مقابل دول بزرگ این عصر تاب مقاومت بیاورد.
به قول او، پرنس رویس وزیر مختار آلمان[پروس] در تهران می گفته،روس قوی و پروس هم دور است است،نمی بایستی ایرانیان بی جا، دشمن را جری کرده، نتیجه ی معکوس بگیرند. ولی در مقابل همین اظهارات پرنس رویس، آژان های آلمان بیکار نبوده،آتش به باروت زده ،افکار ساده ی آزاديخواهان را تهییج می کردند.
در قم و کاشان و اصفهان خیال می کردیم همیشه نیروی آلمان پیشرفت خواهد کرد حال که از نزدیک می بینم اشکالات جغرافیایی و سیاسیِ بی شمار در جلو هست . اعراب این حدود هم ما را رافضی و خائن نامیده و پول پرست می نامند."
شیبانی وقتی از طریق کوههای برفی به سمت غرب می رفته ،می دانسته که وضع آنطور که فکر می کرده اند و آلمان و متحدینش دست بالا را در کمک‌به ایران خواهند داشت را ندارند ولی چرا فرصت سوزی کردند و معاهده ی تنطیم شده بین مستوفی را و دولت‌های روس و انگلیس که در آن عودت دادن بحرین به ایران،بخشیدن قروض ایران و مجموعا ۱۵ پیشنهاد خوب و به نفع ایران وجود داشت را برقرار نکردند؟
چطور سفیر کبیر آلمان فهمید که دولت متبوع او نخواهد توانست به ایران کمک کند،اما نمایندگان مجلس ،باور داشتند که با متحد شدن با آلمان می توانند کلک روس و انگلیس را بکنند؟