♟️باباشمل
✒️ غلامرضا طالبی
📚📚📚
شعر زیر منتسب به رضا گنجه ای ناشر روزنامه ی باباشمل است. در قدیم خانواده ها،فقط در شب عید نوروز،پلو می خورده اند و پلو در آن زمان،غذای مردمان عادی جامعه نبوده است.
دوش در واقعه، من،قیمه پلو را دیدم
رفتم از روی ادب، خدمت او پرسیدم

گفتم ای جان به فدایت،به کجایی شب و روز؟
تو نیایی برِ من،جز شبِ عیدِ نوروز

گفت:در خانه ی نواب وزیر افتادم
رفتم آنجا، برِ ایشان،بگیر افتادم

سالی یکبار که آیم برِ تو،لابدی ام
به سرم روغن گندیده دهی یا که پیه ام

گفتم:پس من چه کنم؟گفت:بکن چمچاره
دوغ و دوشاب خوراک تو بود،بیچاره!