♟️مزوّر
✒️غلامرضا طالبی

🌾🌾🌾
همیشه پاکدستی و رفتار شایسته،مقبول همه ی کسان بوده، حتی کسانی که خود چنان رفتاری نداشته اند،انتظار دارند خادمان آنها چنین باشند. حکایتی را در قابوسنامه دیدم و مزوّر نامیدم اش و در در لابلای حکایت این کلمه را توضیح خواهم داد.
" ربیع ابن المطهر القصری کاتبی محتشم بود اندر دیوانِ صاحب[ صاحب بن عباد]، خط مزوّر کردی[خط دیگران را جعل می کرده است ].
صاحب فرو ماند،نه مرد را هلاک توانست کردن از سببِ فضلِ آن مرد که سخت فاضل بود و یگانه، و نه بر وی همی توانست پیدا کردن[ نمی توانست به روی او بیاورد].
همی اندیشید که با وی چه کند؟
اتفاق را، اندر این این میانه، صاحب را عارضه ای پدید آمد[بیمار شد].
مردمان به عیادت همی رفتند تا این ربیع بن المطهر القصوی اندر آمد و پیش صاحب بنشست.
چنان که رسم است صاحب را بپرسید که چه نالانی؟
وی بگفت که علت چیست.
آنگه بپرسید که شراب چه می خوری؟
گفت فلان شراب.
پس بپرسید که طعام چه می خوری؟
صاحب گفت:
از آنچه تو می کنی، یعنی مزوّر.[ مزوّر در معنای غذا،نوعی آش است که به بیماران می داده اند]
کاتب بدانست که صاحب از آن کار، آگاه شدست[ مزوّر = جعل خط]، گفت:
ای خداوند، به سرِ تو که دیگر نکنم.
صاحب گفت:
اگر دیگر نکنی،بدانچه کردی عفوَت کنم و عقوبت نکنم."