آیا عباس میرزا با شروع جنگ ترکمانچای مخالف بوده است
♟️آیا عباس میرزا مخالف شروع جنگ ترکمانچای بوده است؟(بخش پنجم)
✒️غلامرضا طالبی
🌾🌾🌾
فصلی درباره مبارکه:
عهدنامه مبارکه گلستان ،
متروک
عهدنامه مبارکه دیگر
ممهور
( بخشی از شعر ترکمانچای،مهدی گنجوی)
_____________
در پاسخ به این سوال: آیا عباس میرزا با شروع جنگ ترکمانچای، مخالف بوده یا خود یکی از طرفداران شروع آن جنگ بوده است؟ مطلب دیگری را در این خصوص پی می گیرم.
میرزا محمد صادق وقایع نگار مروزی ، منشی دربار فتحعلیشاه و از دوستان و دستیاران عباس میرزا بوده است.
وی چشم و گوش قائم مقام و عباس میرزا در دربار فتحعلیشاه بوده و قائم مقام در نامه ای این کار او را ستوده است( مسطورات شما کلا مفرح روح است و بشارت فتوح،لاشک اگر بر وفق علم شما در این مملکت عمل شود ،کارها بر حسب مراد خواهد بود.)
وقایع نگار مروزی یکسری یادداشت های خصوصی داشته که اخیرا توسط امیر هوشنگ آزاد منتشر شده.او در مورد وقایع سلطانیه اینطور نوشته است:
" هنگام تجمع شاه، عباس میرزا، وزرا و سرداران نظامی و مجتهدان بزرگ در همین سلطانیه، ناگهان خبر رسید که روس ها شبانه به ایروان حمله کرده و در یکی از قرای اطراف آن، مردم را از زن و بچه و کودک، قتل عام کرده اند و این در حالی بود که سفیر روسیه در آن تجمع حاضر بوده و سلسله صلح و آشتی می جنبانید.پس از پخش این خبر در اردو، مجتهدان بزرگ ،جنگ با روسیه را واجب دانستند و نایب السلطنه (عباس میرزا )هم با عقیده علما موافق بود،ولی معتمدالدوله نشاط و حاجی میرزا ابوالحسن خان وزیر امور خارجه، با جنگ مخالف بودند، سفیر مزبور آنچه کوشش کرد که جدال بین دو دولت صورت نگیرد، به جز انکار و اصرار در جنگ از عباس میرزا و علما، جوابی نشنید.
باز میرزا ابوالحسن خان و معتمدالدوله در مقابل اصرار عباس میرزا، سخن از وظیفه داری به میان آورده، گفتند در این ایام که دولت جدید روسیه[ بعد از مرگ کاترین،پسرش پل، تزار می شود، او هم خیلی زود، ترور می شود و بعد الکساندر پسر او و بعد از ترور الکساندر و درست در ایام شروع جنگترکمانچای. نیکلای، تازه زمام روسیه را بدست گرفته بوده_ توضیح از من است] بهتر آن است که اعمال دولت گذشته روسیه را_ تعهدات عهدنامه گلستان_متذکر شویم و آن دولت را از اینکه تعهدی بین دولتین به امضا رسیده، و سران روسیه آن را رعایت ننموده اند و به چند ولایت تاخت آورده و بدون هیچ مجوز، متصرف شده اند، آگاه نماید.ضمنا در باب تخلیه آنها با دولت جدید روسیه، مذاکره شود و چنانچه دولت مزبور موافقت ننمود جنگ شود.
بعضی از امنا، این روش و نظریه را مورد تایید قرار دادند،لکن نایب السلطنه عباس میرزا با این عقیده موافق نبود و اظهار داشت، دولت روسیه تا کنون به هیچ یک از تعهدات خود وفا نکرده،مثل این است که الحال مشاهده می شود. از طرفی برای تحکیم دوستی به دربار ایران،سفیر می فرستد [ سفیر روسیه در آن زمان، که در جلسه سلطانیه هم بوده، یرملوف بوده که در جنگ گلستان، فرمانده قوای قفقاز شمالی بوده است. یرملوف در مکاتباتی که با وزارت خارجه روسبه داشته، شاهزاده عباس میرزا را فردی جنگ طلب می نامیده و اظهار امیدواری داشته که شاهزاده محمدعلی میرزا پسر بزرگ فتحعلیشاه ولیعد باشد.توضیح از من است] از سوی دیگر مامورین مرزی خود را به تجاوز وامی دارد. این دوستی که دولت روسیه با همسایگان خود پیش گرفته، می رساند که دولت مزبور این طریقه را شعار سیاست خود دانسته که با بروز دوستی ،مقصود دشمنانه خود را اجرا کند.
پس از بیانات ولیعهد، علما با عقاید محکم شاهزاده هم آواز شده، جنگ را پس از صلح اعلام کردند.
سفیر روسیه پس از چند جلسه ملاقات با مجتهدین کوشش کرد که به تعهد خود در رد ولایات و خروج روسیه از سرحدات،موافقت علما را جلب کند،نتیجه نبخشید.و بنا به رای علما،جنگ را به صلح ترجیح دادند.
پس از رفتن ایلچی روس،بنا به امر نایب السلطنه، اسماعیل میرزا،با ۲۲ هزار سواره و پیاده،از امواج استرآبادی و فندرسکی، با تجهیزات حرب،از چمن سلطانیه با چندین فوج آراسته، به جانب آذربایجان حرکت کردند."