پایانی بر جمهوری خواهی رضاخان میرپنج
♟️پایانی بر جمهوری خواهی رضاخان میرپنج
✒️ غلامرضا طالبی
📚📚📚
در سال ۱۳۰۳ موج جمهوری خواهی در ایران،اقشار جامعه را به هیجان درآورده بود. درست در روزی که احمدشاه در سفر آخر به فرنگ می رفت،در ترکیه هم بساط عثمانی جمع شد و آتاتورک در آنجا جمهوری ترکیه را بوجود آورد.
در ایران اما مقاومت در برابر جمهوری خواهی فراوان بود. آنها که سالها در چرخه "رئیس الورزایی_وزارت_ نمایندگی مجلس" چرخ می خوردند، و یا به بهانه ی ترس از اینکه رضاخان،رئیس جمهور خواهد شد ، با جمهوریت در ایران مخالفت می کردند. سردسته ی مخالفان جمهوری در مجلس مصدق بود و با توانایی های منحصربفردی که در کنترل نمایندگان مجلس داشت، گام به گام،جلوی طرح جمهوریت را در مجلس می گرفت. در این میان دستی هم از غیب آمد! تعدادی از پرنفوذترین مراجع تقلید شیعه بدلیل مشکلاتی که در بین النهرین بوجود آمده بود،با کمک انگلستان از عراق به ایران تبعید شدند و نکته جالب این بود که همگی آنها با جمهوری مخالف بودند و طرفدار مشروطیت بودند. روزی که طرح جمهوری شدن ایران در مجلس مطرح شده بود و طرفداران رضاخان که طرفدار جمهوری بود،در اکثریت بودند،با کمک همانها و مخصوصا آیت الله خالصی که ابتدا از عراق به کویت تبعید شده بود و بعد به تهران آورده شد و هماهنگیهای پشت پرده با مدرس، دستجاتی از جنوب شهر تهران به بهارستان برده شدند و با شعارهایی ضد جمهوری خواهی، حمایت خود را از حکومت مشروطه اعلام کردند و جلوی تصویب طرح جمهوریت گرفته شد. پس از رد طرح جمهوریت،بلافاصله رضاخان به قم و ملاقات آن مراجع تقلید می رود. آنها قرار است که چند روز بعد به عراق برگردند،ظاهرا ماموریت تبعید! با موفقیت قرین بوده است. ماحصل آن ملاقات اعلامیه هایی است که ابتدا توسط آن مراجع و بعد توسط رضاخان که در آن موقع رئیس الوزرا بود ،صادر می شود. اعلامیه سردارسپه در روز ۱۱ حمل( فروردین) ۱۳۰۳ صادر شده و گفته است که "اولیای دولت نباید نظری مخالف افکار عامه داشته باشند و رویه ی من از روز اول حفظ اسلام و استقلال ایران و رعایت کامل مصالح مملکت و ملت بوده و هست و هر کس که با این رویه مخالفت کند را دشمن مملکت فرض نموده و .....لهذا در موقعی که برای تودیع آقایان حجج اسلام و علمای اعلام به حضرت معصومه(ع) مشرف شده بودم در باب پیش آمد کنونی تبادل افکار نموده و بالاخره چنین مقتضی داشتم که به عموم ناس توصیه نمایم عنوان جمهوری را موقوف ...نمایند."
هفت روز قبل از بیانیه ی سردارسپه یعنی در روز چهارم حمل(فروردین) ، علمایی که از عراق به ایران تبعید شده بودند،تلگرافی را از قم به تهران مخابره کردند که در روز بعد در تهران انتشار یافت.
" بسم الله الرحمن الرحیم
جنابان مستطابان حجج اسلام و طبقات اعیان و تجار و اصناف و قاطبه ملت ایران دامت تاییداتهم:
چون در تشکیل جمهوریت بعضی اظهاراتی شده بود که مرضی عموم نبود و با مقتضیات این مملکت مناسبت نداشت، لهذا در موقع تشرف حضرت اشرف آقای رئیس الوزرا دامت شوکته برای موادعه به دارالایمان قم نقض این عنوان و الغای اظهارات مذکوره و اعلان آن به تمام بلاد را خواستار شدیم و اجابت فرمودند. انشاالله تعالی عموما قدر این نعمت را بدانند و از این عنایت کاملا تشکر نمایند.
الاحقر ابوالحسن الموسوی الاصفهانی- الاحقر محمد حسین غروی نائینی- الاحقر عبدالکریم حائری
همانطور که در تلگراف مراجع مشاهده می شود،تاکیدی بر لزوم حفظ سلطنت قاجار در این بیانیه وجود ندارد و بر عکس از حضرت اشرف آقای رئیس الوزرا تمجید و مردم را به قدردانی از او سفارش کرده اند.
با این اقدام و اقدام بعدی که آیت الله نائینی انجام داد و یک تمثال حضرت علی (ع) را در برگشت به نجف ،بمنظور قدردانی از سردارسپه هدیه فرستاد و مراسمی که برای این تمثال برگزار شد،مسیر شاه شدن سردارسپه،تقریبا آسان گردید.