درخت بزرگ و دوستی کلاغ ها و گنجشک ها

روزگاری،سه تا کلاغ و دو گنجشک در جنگلی زندگی می کردند و با هم دوست بودند.اونا هر روز هم رو می دیدند و با هم از یک مکان به مکان دیگری پرواز می کردند. کلاغها دائما بدنبال غذا بودند و گنجشکها هم بدنبال جایی بودند که در اون جا لانه بسازند.

یک روز،کلاغها گفتند: " بیایید این قسمت از جنگل رو بدقت جستجو کنیم.یک کسی به ما گفته که غذاهای زیادی اونجاست."

قسمت جدید جنگل زیبا بود و در آن مقدار زیادی غذا وجود داشت.ولی در اون جا فقط یک درخت بزرگ وجود بود و کلاغها و گنجشک ها می خواستند روی اون درخت زندگی کنند.

گنجشک ها با عمه ها،عموها،دایی ها،خاله ها،پسرخاله و دختر خاله ها،دختر و پسر عموها،پدربزرگ و مادربزرگها و دوستانشان در مورد این مکان جدید صحبت کردند. همه می خواستند در اون جا زندگی کنند.کلاغها هم همین کا رو انجام دادند.

بزودی جنگ سختی بین پرنده ها بوجود اومد.کلاغها گفتند: "اول ما این مکان رو پیدا کردیم، پس باید ما روی درخت بزرگ زندگی کنیم."

گنجشکها گفتند: " برای چه؟ما باید اونجا زندگی می کنیم. اول ما جنگلو پیدا کردیم."

بعد از این ،این دو تا گنجشک و سه تا کلاغ نتوانستند با هم زندگی کنند و دوستی شان هم به هم خورد.

مرتبا با هم دعوا می کردند.

گنجشک ها می گفتند: " شما کلاغها بد هستید."

کلاغها می گفتند: " شما گنجشکها ابله و نادانید."

و برای همیشه دوستی کلاغها و گنجشکها به پایان رسی