رضا خان، شیخ خزعل و احمدشاه
♟️رضاخان،شیخ خزعل و احمدشاه
✒️غلامرضا طالبی
🗒️🗒️🗒️
مطلبی از کتاب آرزو نوشته عباس میرزا اسکندری را که حسین مکی در کتاب تاریخ بیست ساله ایران_جلد سوم آورده است،نقل می کنم از جهاتی جالب است:
" موقعی که در قشون ایران جمعی از صاحب منصبان وفادار نسبت به سلطان احمدشاه تصمیم گرفتند رئیس دولت یاغی[ منظور سردار سپه است که در آن موقع صدراعظم بوده است] را گرفته و تسلیم نمایند. مشارالیه[احمدشاه] از قبول آنها استنکاف نموده، به نمایندگان آزادیخواه[اقلیت مجلس که در راس انها مدرس بود]، شاه تلگراف رمزی [ احمدشاه در آن موقع در پاریس بوده] را ارائه داده که منتظر اجازه او می باشند و به محض وصول دستوراجازه، دو نفر از آجودان های مخصوص رئیس الوزرا و وزیر جنگ و چند نفر که عده های مجاور شهر تهران در زیر فرمان آنهاست،این اقدام را اجرا خواهند نمود و شاه پیشنهاد مزبور را با دو کلمه تلگراف" اجازه نمی دهم، شاه" رد نموده است و چنین اظهار داشت:
" آقا..جد اعلای من یک بار مرد خودسری را مجازات نموده[منظور ناصرالدین شاه و امیرکبیر است] که داعیه سلطنت داشت، سالها می گذرد و همه می گویند این کار بخت ایران را به طلسم انداخت، من دوباره اجازه نمی دهم امامزاده ای در این مملکت ساخته شود.من به حفظ مشروطیت قسم یاد کرده ام و حاضر نیستم چنین قضاوت غلطی را نسل آینده نسبت به من بنمایند.... قانون به من حقی نداده است و پادشاه مشروطه ایران جز صورت تشریفاتی چیز دیگری نیست.چرا از من تقاضایی دارند که قانون به من اجازه ی آن را نداده است."