قهوه قجری
♟️قهوه قجری
✒️غلامرضا طالبی
📁📁📁
ظل السلطان برادر ناتنی ناصرالدین شاه که فرمانروای کل اصفهان بوده و از نظر دژخویی بی همتا،در مورد یکی از حکام محلی که مالیات وضع شده را پرداخت نکرده ، اقدامی نموده که نمونه ای از سختگیری او و کاربرد رایج قهوه ی قجری است.
وی حاکم محلی را احضار می کند و دستور آوردن چای می دهد. در حین نوشیدن چای، موضوع پرداخت مالیات را مطرح می کند که حاکم محلی می گوید آنقدر درآمد نداشته، در این حین، ظل السلطان دستور آوردن یک قهوه را می دهد. در دربار قاجار رسم بوده که مخالفین خود را با قهوه از سر راه برمی داشته اند و قهوه قجری، ضرب المثل شده بود.
حاکم بدبخت محلی وقتی قهوه را جلویش می گذارند، رنگ از صورتش می پرد و پیشنهاد پول در ازای جانش را می دهد. او هر مبلغ را که می گفته، ظل السلطان قبول نمی کرده تا مبلغ پیشنهادی معادل کل دارایی آن حاکم، بالا رفته است. در این موقع ظل السلطان قبول می کند و حاکم محلی حواله ای می نویسد و امضا می کند.
ظل السلطان حواله را برمی دارد و در جیبش می گذارد و با قیافه ای عبوس، دستش را دراز می کند،قهوه را از جلوی مهمان برمی دارد و خودش می نوشد.
این ترفند در دوره ی مشروطیت بر سر ظل السلطان هم هوار می شود.
حاج محمد حسین کازرونی که ثروتمندترین تاجر اصفهان بوده و طرفدار مشروطیت، ظل السلطان را به تهران احضار می کند و درخواست صد هزار تومان می کند و در مقابلش یک قهوه قجری می گذارند.
ظل السلطان وقتی توانست مجددا به اصفهان و مقر حکمرانی اش برگردد، که آن صد هزار تومان مطالبه شده را پرداخته بود.