دکمه لباس
♟️تکمه ی جامه
✒️ غلامرضا طالبی
📔📔📔
دقت کرده اید که تکمه یا دکمه ی لباس مردان در سمت راست آن دوخته می شود و برای زنان در سمت چپ. دلایلی برای آن برمی شمرند. از جمله اینکه چون زنان اشراف ، خود لباس نمی پوشیده اند و خدمتکاران این کار را برایشان انجام می داده اند، دکمه ی سمت چپ، برای باز و بسته شدن راحت تر بوده و البته در دیگر مواقع هم شاید لباس زنان را فرد دیگری ،مثلا شوهرش باز می کند. و البته برای،شیردادن هم چون بچه را سمت چپ می گیرند، دکمه سمت چپ، کار شیر دادن را راحت تر می کند.
و در مورد مردان، چون خودشان باید دکمه را باز و بسته کنند و عموما راست دست هستند و در دست راست شمشیر و دیگر ابزار جنگ و کار داشته اند، دکمه در سمت راست قرار می گیرد، تا با دست چپ باز شود.
اما اجازه دهید سری به تاریخ و به چین بزنیم و از کنفوسیوس کمک بگیریم. کنفوسیوس دلایلی دیگری برای اینکار نوشته و شاید دلیل اولیه ی قرار دادن دکمه لباس مردان در سمت راست، دلایل او باشد.
در تاریخ چین ، امارت چی، که بعدا و پس از تشکیل سلطنت، نامش را به چین تغییر داد، شالوده ی اولیه حکومت سراسری در چین است. آن امارت و امارت های همتراز چی، در ابتدا از اجتماع و همکاری اهالی یک منطقه برای دفاع در مقابل مهاجمین بوجود آمد و بیش از هزار و هفتصد امارت در چین آن زمان وجود داشته و امارت چی، کم کم همه را به زیر پرچم واحدی درآورد. هوان امیرِ امارت چی و کوان چونگ وزیر او بوده است و این کوان چونگ کسی است که برای اولین بار تولید سلاح و ابزار کشاورزی را از مفرغ به آهن تبدیل کرد و همین تحول ،پایه استحکام قدرت دولت شد، زیرا شمشیرهای مفرغیِ مهاجمان در برابرِ شمشیرِ آهنی امارتِ چی، بریده می شدند و مهاجم شکست می خورد.او سازوکارِ دولتیِ منظمی ایجاد کرد و کنفوسیوس درباره اش و دکمه ی لباس، اینطور نوشته است :
" تا امروز ،مردم همواره از مواهب او برخوردار شده اند. اگر کوان چونگ نبود ما اکنون موهای ژولیده داشتیم و تکمه های جامه ی خود را در سمت چپ می دوختیم."
اول اینکه کنفوسیوس در ستایش از سیاسیون، کوته سخن است و بندرت حاضر به تمجید از کسی شده است و لذا ارزش این سخن او در مورد کوان چونگ، بسیار زیاد است و دوم اینکه دوختن دکمه در سمت چپ، کار وحشیان بوده است و وقتی کنفوسیوس می نویسد ، اگر کوان چونگ نبود،دکمه در سمت چپ می دوختیم، یعنی اینکه مردم چین هنوز وحشی بودند.
همین حرف تا حدی فلسفه ی کنفوسیوس را هم روشن می کند. او برای حاکم یک نقش هادی و پیش رو قائل است.