چکامه های کنفوسیوس
♟️چکامه ها
✒️غلامرضا طالبی
📔📔📔
کنفوسیوس معلم و فیلسوف بزرگ چین ( ۵۵۱ ق.م _ ۴۷۹ ق) است. او تقریبا در ایامی که کوروش هخامنشی به حکومت رسیده، بدنیا آمده و دوران زندگی او با دوران پادشاهی کوروش،کمبوجیه. گئومات، داریوش بزرگ و خشاریارشا، همزمان است.
کنفوسیوس آثار اندیشمندان قبل از خودش را جمع آوری کرد و بر اندیشه های قدما ، اندیشه ی خود را تنظیم کرد.
مثلا در مورد نظام حکومت در چین او عقیده داشته که باید:
۱.مواد غذایی به فراوانی موجود باشد
۲.سپاه چین باید منظم و درستکار باشد.
۳.اعتماد مردم به حکومت حفظ شود.
یکی از کارهایی که کنفوسیوس انجام داده، جمع آوری اشعار و چکامه های چین باستان است که بعضی از این چکامه ها ، در زمانی که او آنها را جمع آوری می کرده،عمری بیش از هزار سال داشته اند.
یک چکامه ی عاشقانه را که کنفوسیوس از شاعران قدیم چین، در کتاب چکامه های خود آورده، را در زیر می آورم:
شکوه بامدادی بر فراز سرم بالا می رود،
گل های رنگ پریده ی سفید و ارغوانی، آبی و سرخ.
من بی قرارم.
در علف های پژمرده چیزی تکان خورد؛
پنداشتم صدای پای او بود که به گوشم رسید.
سپس ملخی صدا کرد.
چون ماه نو پدیدار شد، از تپه بالا رفتم؛
دیدمش که از راه جنوبی می رسد:
قلبم سبکبار شد.