♟️روزنبشت ۱۷ مهر ۱۴۰۵ ✔️دریای خزر ✒️غلامرضا طالبی 🌱🌱🌱 در خبرهای این دو روز اخیر آمده بود که آب دریای خزر کاهش یافته و طبیعی است که چنین اتفاقی موجب نگرانی باشد. اول بگویم که سازمان نقشه برداری ایران نام خزر را برای کاربرد داخلی و نام‌ کاسپین را برای کاربرد بین المللی تصویب کرده است. چرا؟ بحث متفاوت دیگری است. دریای خزر یا در واقع دریاچه خزر ، بزرگترین دریاچه جهان است که بین ایران، آذربایجان ، روسیه، قزاقستان و ترکمنستان محصور است. ۶۵۰۰ کیلومتر محیط آن است که گاهی آن را تا ۷ هزار کیلومتر هم ذکر می کنند. دلیل این امر، کم و زیاد شدن ارتفاع آب دریا و در نتیجه پیشروی و پسروی آن است. در مناطق شمال دریا این پیشروی و پسروی بیشتر است.مساحت دریا هم ۳۷۱ هزار کیلومتر مربع تا ۳۸۶ هزار کیلومتر مربع گزارش شده است. که این هم تحت تاثیر کم و زیاد شدن آب دریا اتفاق می افتد. عمق آب دریای خزر در مناطق شمالی آن که به روسیه وصل است، کم و در حدود ۵ متر و میانگین ده متر است. در میانه، عمقی در حدود ۱۸۰ تا ۷۸۸ متر دارد و در جنوب که به ایران متصل است، عمق بیشتر و ۹۶۰ متر تا ۱۰۲۵ متر دارد. چون بیشترین جریان ورودی آب از سمت شمال غربی به این دریا وارد می شود، جریان آب در درون خزر از شمال غرب به سمت جنوب و جنوب شرق است، لذا در سواحل ایران بیشترین آلودگی آب وجود دارد که بخشی هم مربوط به مدیریت فاضلاب های کشاورزی و شهری در بخش ایران است. در روزگارانی، دریای خزر بخشی از دریای پاراتتیس بوده که مابین اقیانوس آرام و اقیانوس اطلس قرار داشته، بر اثر تحولات زمین شناسی ارتباط آن دو اقیانوس با آن دریا قطع می شود و آن دریا بصورت دریاچه در می آید. در سال ۱۹۵۲ ، دولت شوروی رود دُن را به رود ولگل وصل کرد و بدین ترتیب دریای خزر از حالت محصور درآمد و از طریق رود ولگا و دن به دریای آزوف و آب‌های آزاد وصل شد. ۱۳۰ رودخانه به دریای خزر می ریزد که مهمترین آنها، رود ولگا می باشد که بیش از ۸۱ درصد آب ورودی به دریای خزر را رود ولگا تامین می کند. رودهای مهم دیگر شامل کورا،اترک، و سولاک می باشد. در دوره هایی آب دریای خزر افزایش داشته و در نتیجه در سواحل پیشروی داشته است. اما اکنون گفته می شود که آب دریا کاهش دارد و کاهش آب موجب پسروی دریا و کوچک شدن مساحت آن می گردد. چرا آب دریای خزر کاهش می یابد؟ این دریا از میلیون ها سال پیش که هنوز انسان خردمند بوجود نیامده بود، بصورت دریاچه درآمده است. حوزه آبریز آن که اکنون ۳،۷۳۳،۰۰۰ کیلومتر مربع است ، شاید خیلی در طول این سالیان دراز، دستخوش تغییر نشده باشد، اما با اسکان بشر خردمند در این حوزه آبریز ، رفتار با آب ورودی به این دریاچه تغییر کرده است. شاید بجز رود ولگا که بیش از ۸۰ درصد ورودی آب این دریاچه را تامین می کند، سایر ورودی ها، شدیدا کاهش یافته اند. در واقع هر یک لیوان آبی که در پیرامون این دریاچه برداشت می شود و به مصرف می رسد، یک لیوان آب ورودی به این دریاچه را کاهش می دهد. به سخن دیگر، اینکه تمام مشکل کاهش آب ورودی به دریای خزر به همان ۲۰ درصدی برمی گردد که از منابع غیر از ولگا تامین می شود. هر پنج کشور پیرامون این دریا، انواع مدیریت های سدسازی، کانال سازی، گسترش سطح زیرکشت و برداشت آب‌های ورودی به این دریا را برای مصارف شرب، کشاورزی و صنعتی بکار می برند. اگر روند کاهش آب این دریا شبیه دیگر دریاچه ها، مانند دریاچه ارومیه، هامون و یا دریاچه های سایر کشورها نیست، فقط و فقط بخاطر رود ولگا می باشد. چه باید کرد؟ می خواهم مأیوسانه بگویم؛ هیچ! زیرا سایر دریاچه ها هم که خشک یا کم آب شده اند، کسی کاری نمی کند، یا نمی تواند کاری انجام دهد! باید میزان دست درازی به آب ورودی به این دریا و سایر دریاچه ها را کم کرد، باید اجازه داد که رودخانه به دریا برسد. چنین امری فقط وقتی بارش ها زیاد هستند، اتفاق می افتد، والا تا مخزن سدها جا دارد و تا زمینی برای کاشت یافت می شود، با آب‌های این رودخانه ها، آن زمینها را به زیر کشت می بریم. در واقع از وقتی بشر خردمند اقدام به کار کشاورزی کرد، روند برداشت آب رودخانه ها شروع شد و با توسعه ی تکنولوژی ها، این برداشتها، افزون و افزون‌تر شده اند. چه امیدی وجود دارد؟ اگر انقلاب علمی، کشاورزی مرسوم را بتواند تغییر دهد و شیوه های کشت را به سمت مصرف کمتر آب هدایت کند، شاید کورسوی امیدی باشد، والا این روند که هر سال بدتر از پارسال است، منجر به محو شدن تدریجی دریاچه ها خواهد شد. نکته دیگر، همکاری کشورها با همدیگر است. نمونه این ناهمکاری را ما در وضع دریاچه هامون می بینیم و البته در مدیریت آب دریاچه ارومیه هم ، همین ناهمکاری ها، در درون دیده شد. در واقع برداشت از آب رودخانه ها، انحراف مسیر رودخانه ها و کم بارشی و تغییراتی اقلیمی _که همین هم از دستاوردهای ناخوشایند انسان خردمند است - همگی دست به دست هم داده اند و در کار خشک کردن دریاچه ها هستند. در بعضی جاها این روند کندتر از جاهای دیگر است، اما اغلب، روند کاهشی سطح دریاچه ها را می توان دید. در همین یکی دو سال اخیر دریاچه لیک گاردا در ایتالیا، ولنسه در مجارستان ، مونتبل در فرانسه، پویو در بولیوی، دریاچه چاد و ...در گوشه گوشه دنیا در حال محو شدن از جغرافیا هستند.