♟️روزنبشت
۲۰ مهر ۱۴۰۵
۱۲ اکتبر ۲۰۲۶
✔️ ستارخان
🌱🌱🌱
روز ۲۰ مهر ،سالروز مرگ ستارخان است. او در نومیدی و رنج، و در حالی که باقرخان را بر بسترش می دید، فوت کرد.
ستار قره داغی، کسی که لقب خان را از مظفرالدین میرزای ولیعهد و در زمانی که جزو تفنگداران او بود، دریافت کرد و بعد از مخالفان پرشور استبداد شد و جانش را هم در همین راه و در بلاتکلیفی های مرسوم همه ی انقلاب ها داد.
من به اتفاقاتی که از اسفند ۱۲۸۸ افتاد و بسیاری ستارخان و باقرخان را دعوت کردند که به تهران بروند و از جمله یپرم خان که همراه آنان شد ،تا زمان مرگ ستارخان در تهران را به دیده ی شک نگاه می کنم.
مخبرالدوله هدایت که والی آذربایجان در مشروطه اول بود و بعد از وقایع محاصره ی تبریز که از تیر ۱۲۸۷ تا خرداد ۱۲۸۸ اتفاق افتاد و او مجددا استاندار آذربایجان شد، در خاطراتش مطالبی نوشته که دعوت ستارخان و باقرخان به تهران را می توان از لابلای آنها فهمید. او می نویسد:
" ستارخان و باقرخان از زد و خورد با قوای دولت، یکی بعنوان کدخدای محله امیرخیز و دیگری بعنوان کدخدای محله خیابان، نام و شهرتی برای خود تحصیل کرده و هر کدام دارای اصحاب و پیروانی شده اند که اکنون همان پیروان به جان مردم افتاده اند ، به حواله شخصی، مالیات وصول می کنند و اتباع خود را به خانه های متمولین می فرستند و از آنان به زور پول می گیرند و اسباب زحمت می شوند. عده ی کثیری از اهالی شهر برای اینکه از مزاحمت ماموران این دو نفر در امان باشند، در اطراف قنسولگری روسیه، خانه اجاره کرده اند و متحصن شده اند. نخستین وظیفه من ( بعنوان والی مشروطه خواه) استقرار امنیت در شهر است."
ستارخان و باقرخان در تهران در دو مکان مجزا، اسکان داده می شوند. در این ایام رقابت حزب اعتدالیون و دمکرات منجر به دو ترور می شود. سید عبدالله بهبهانی و میرزا علی محمد خان تربیت که تربیت خواهر زاده تقی زاده است و شایع بوده که بهبهانی می خواسته فتوای تکفیر تقی زاده را بدهد و این دو ترور، انتقام جویی دو طرف میدان سیاست آن روز تلقی می شده است.
در نتیجه مجلس، قانونی را تصویب می کند که همه مبارزین و مجاهدین مشروطه باید خلع سلاح شوند و ستارخان و یارانش این را نمی پذیرند و با حمله ی سه هزار نیروی ژاندارمری به فرماندهی یپرم خانی مواجه می شوند که با آنها از تبریز به تهران آمده بوده است.
البته ادوارد براون هم از رفتار ستارخان، خوب ننوشته و گفته است که او پس از استقرار مشروطیت ، اقدام به غارت مردم می کرده،و از جمله در منزل او یازده دستگاه پیانوی سرقت شده از منزل مردم وجود داشته، و موارد مشابهی از بزه کاری ستارخان نوشته است.
اینکه کدام حرفها راست است و کدام ها ناراست، نشان از این دارد که در طی این سالها، یک‌مطالعه دقیق غیرمغرضانه در پیرامون زندگی ستارخان ،انجام نشده است و له یا علیه او ، اگر حرفی زده می شود، بیشتر تحت سوگیری های مرسوم است.