خر مغرور

در یونان باستان،مجسمه سازی بود که مجسمه هایی از خدایان و الهه ها می ساخت.یک روز،او مجسمه یکی از الهه ها را به مرد ثروتمندی فروخت.او مجسمه را بار خر کرد و براه افتاد.

وقتی که آنها از کنار مردم می گذشتند،همه در مورد مجسمه الهه با هم صحبت می کردند.بعضی برای احترام به الهه،توقف می کردند و بعضی دیگر،خم می شدند و به الهه احترام می گذاشتند.

خر فکر می کرد مردم دارند به او احترام می گذارند.

خر در وسط راه توقف و شروع به عرعر بلندی کرد.مجسمه ساز با آرامش،چیزهایی به خر گفت و به آرامی او را وادار به حرکت کرد.

اما خر حرکت نکرد.

عاقبت مجسمه ساز،چوب محکمی را برداشت و محکم به خر ضربه زد.خر از حال و هوایی که داشت خارج شد و یادش آمد که دارد باری را می برد .

به همین دلیل می گویند که " عاقل را اشاره ای و  نادان را ترکه ای باید."