طنز خانوادگی
طنز خانوادگی
یک روز صبح ،خانم خانه به آشپزخانه رفت تا برای خود و شوهرش نیمرو درست کند.بلافاصله شوهرش بدرون آشپزخانه رفت.
به محض ورود به خانمش گفت: " مراقب باش."
شوهر: مراقب باش،شعله زیاد نباشد."
شوهر: " عزیزم،مقدار بیشتری کره بذار تو ماهیتابه."
شوهر" عزیزم،اصلا به من گوش میدی.کره ها داغ شدند،تخم مرغها رو بشکن."
شوهر: " هی،مراقب باش.کره کمه. بیشتر بذار."
شوهر: " مراقب باش،عزیزم،وقتی آشپزی میکنی اصلا حواست کجاست؟تخم مرغها داره سفت میشه. اونا رو زیر و رو کن."
شوهر: " عزیزم ،نمک،نمک،نمک یادت نره. تو همیشه نمک یادت میره."
شوهر: " عزیزم،عجله کن،داره گوشه های نیمرو،خشک میشه. شعله خیلی زیاده."
در این موقع،خانم خانه که از مداخله های شوهرش کلافه شده بود،به او گفت: " تو امروز خل شدی؟ چته؟ فکر میکنی من بلد نیستم نیمرو درست کنم که اینهمه حرف می زنی؟"
شوهر با آرامش پاسخ داد: " نه عزیزم !من مطمئن هستم که تو بلدی نیمرو درست کنی."
خانم: " پس چرا اینهمه مداخله میکنی؟"
شوهر:" من فقط میخواستم بهت یادآوری کنم که حال من در موقع رانندگی همینطوریه.تو فکر میکنی من رانندگی بلد نیستم؟"