كارآفريني سازماني،يك سنگ بنا براي كارآفريني مستقل:
كارآفريني سازماني،يك سنگ بنا براي كارآفريني مستقل:
در حال حاضر كسب و كارهاي زيادي مواجه با رقابت فزاينده در خصوص محصول و قيمت هستند. روز به روز ،اين رقابت شديدتر مي شود و اين كسب و كارها ،مواجه با مشكلاتي براي نوآوري، نوسازي و بازسازي خود مي شوند. بنابراين،بايدآهنگ جديدي توسط شركت ها در سطح جهاني نواخته شود كه يكي از آنها كارآفريني سازماني است.كارآفريني سازماني شامل فرهنگ نوآوري و كارآفريني داخلي براي نوسازي كسب و كار است. نوآوري 3M(the Minnesota Mining and Manufacturing Company) اغلب مثال خوبي براي يك شركت است كه در نوآوري بوسيله تشويق كارآفريني سازماني در درون شركت موفق است.آنها براي رسيدن به اين موفقيت واقعا به سختي كار كردند . 7% از فروش سالانه 17 بيليون دلاري آنها صرف تكنولوژي شد كه 85%از آن اختصاص به توسعه محصولات جديدداشته است. آنها همه افراد شركت را تشويق كردند كه 15% از وقت خود را در ساعات كاري صرف كار بر روي ايده هاي خود كنند.نوآوري در 3M نه فقط بعنوان ابداع بلكه بعنوان تجاري كردن ايده ها توصيف شده است.آنها فرهنگي را بوجود آورده اند كه مردم حق شكست خوردن دارند-چنانچه مرتكب اشتباه شديم اشكال ندارد.
آنها كارآفرينان سازماني هستند كه در اين مسير ،محصولاتشان را توسعه و گسترش مي دهند. همچنين آنها از حق امتياز ايده ها و تكنولوژي در تمام تجارت و تاثير ايده ها و تكنولوژي هاي جديد در هر بخش از تجارت برخوردارند .
اما بسياري از تلاش هاي مشوق كارآفريني سازماني ممكن است با لغزش و ترديد همراه شود ،زيرا واقعا ،آنها از راه هايي كه كارآفرينان مستقل ،نوآوري را انجام مي دهند و توليد ارزش مي كنند، تخطي مي كنند. بنابراين،امروزه بكارگيري دروني بعضي از دروس پايه اي ، براي ايجاد كارآفريني سازماني،لازم است..
- كارآفريني مستقل يك منبع فعاليت روشن است ،بطوري كه به هدر دادن پول در آن ممكن است " ضد توليد " باشد.
- كارآفريني مستقل يك عمل خلاق است كه نيازمند ديدگاه، اشتياق و تعهد قوي مي باشد.اين يك عمل ناشي از فعاليت سمت راست مغز است( ذاتي و شهودي، بصري، حسي و هيجاني). بنابراين قرار دادن كميته ها و اصرار ورزيدن بر گزارشات تفضيلي ،تقريبا بطور حتم ، ارزشي را به فرآيند ايجاد كارآفريني نمي افزايد.
- كارآفرينان مستقل بندرت داراي تمام منابع براي در دست گرفتن فرصتها هستند و اين يك تنش بين فرصت و كمبود منابع است كه يك انرژي منفي را براي كار بوجود مي آورد.
- استنباط اصلي از كارآفريني مستقل ،اقدام مشتري محور است،بطوري كه حقوق مصرف كننده از شروع فرآيند كارآفريني شكل مي گيرد.